harier.ir

is the best military website

  •  

    ژانویه 2012
    ش ی د س چ پ ج
    « ژوئیه    
     123456
    78910111213
    14151617181920
    21222324252627
    28293031  

درگیری شبیه سازی شده رایانه ای هواپیماهای SU-27 K و F-14

نوشته‌شده به دست omid در ژوئیه 19, 2007

در این مبحث نتایج یک درگیری شبیه سازی شده مابین دو هواپیما Su27 K و F-14 برای شما اعضای محترم درج میگردد امید است مورد استفاده شما قرار گیرد . در وب سایت نیروی هوایی اسراییل درهنگام معرفی هواپیمای سوخوی33 (=Su27k) به نتایج یک شبیه سازی اشاره شده است که این شبیه سازی در دانشگاه افسری نیروی هوایی اسراییل در سال2002 میلادی صورت گرفته است و هدف از آن مقایسه کارایی هواپیمای سری فلانکر و هواپیماهای F-14/15/16/22 با توجه به نوع وظایف بوده است و بدون اشاره به توضیحات بیشتری از این شبیه سازی اعلام مینماید با توجه به نتایج این شبیه سازی هواپیمای سوخوی33 موفق شده است هواپیمای F-14 را مغلوب نماید و اشاره دیگری به سایر نتایج این شبیه سازی مابین سایر هواپیماها نشده است .
http://www.iaf.org.il/Templates/Journal/Journal.IN.aspx?lang=HE&lobbyID=50&folderID=621&subfolderID=623&docfolderID=625&docID=19924
گر چه من نیز به مانند شما بسیار علاقه مند به دانستن نتایج این شبیه سازی در مورد هواپیماهای سوخو 30/35/33/37 و هواپیماهای F14/15/16/22 بودم اما در این مورد حتی از نتایج نیز سخنی به میان نیامده است . با وجود آنکه جزئیات بیشتری از این موضوع در این پایگاه اینترنتی منتشر نشده است اما در منابع دیگر به جزئیاتی هر چند مختصر میتوان دست یافت هر چند که این نتایج که در منابع گوناگون درج شده است تا حدی از نظر درصد های عنوان شده برای شبیه سازی متفاوت هستند اما همگی نتایج را یکسان اعلام نموده اند . شما را به مطالعه آن دعوت میکنم :

در یک پژوهش و در گیری شبیه سازی شده رایانه ای که در سال 2002 میلادی در دانشگاه افسری نیروی هوایی اسراییل میان دو هواپیمای سوخو 33 (SU-27 K= ) و هواپیمای F-14 دو هواپیمای مورد استفاده در نیروی دریایی روسیه و ایالات متحده انجام شد هواپیمای سوخوی33 موفق شد هواپیمای F-14 را مغلوب سازد . در این پژوهش و شبیه سازی رایانه ای که بر اساس آخرین مشخصات فنی و تغییرات صورت گرفته در این دو هواپیما در آن تاریخ انجام شده بود هواپیمای F-14 با نیروی محرکه F110-GE-400 و موشک های اسپارو(AIM-7) و سایدواندر (AIM-9)و فونیکس (AIM-54) و….

Image

و هواپیمای سوخوی33 با نیرو محرکه AL-31 F و موشکهای(R-27 (AA-10 و R-73 (AA-11) و R-60 و… مجهز بودند .

Image

در این ابتدا بر اساس مشخصات فنی و ساختار ظاهری اعلام شده رایانه اعلام هواپیمای سوخوی33 تا 30 % از قدرت مانور بیشترنسبت به هواپیمای اف 14 برخوردار است . این دو هواپیما در 4 فاصله مختلف به روشهای گوناگون مختلف با هم درگیر شدند فواصل عبارتند از :
1- فواصل بسیار دور 100-70 مایل
2- فواصل دور 70-30 مایل
3- فواصل نزدیک 30- 5 مایل
4- فواصل بسیار نزدیک 5 مایل یا کمتر
این دو هواپیما در این فواصل در حالتهای گوناگون با هم درگیر شدند و این دو هواپیما در نبردهای با فاصله بسیار دور( = اولین گزینه ) و فاصله دور ( = دومین گزینه ) نتایج نزدیک به هم کسب نمودند و صد البته هواپیما F-14 به لطف موشک فونیکس (AIM-54) تا حدودی برتر از هواپیمای سوخوی33 نشان داد . در نبرد با فاصله بسیار دور( = اولین گزینه ) از 15 موشک فونیکس شلیک شده در حالات مختلف درگیری به سوی هواپیمای سوخوی 33 این هواپیما در 6 مورد( در شبیه سازی ) توانست با موفقیت خطر را دفع نماید با استفاده از 3 عامل :
1- سیستم مناسب اعلام خطر و آگاهی خلبان از شرایط در موقعیت مناسب
2- فاصله بسیار موشک شلیک شده تا هدف (100-70 مایل )
3- سرعت و قدرت مانور بسیار مناسب و قابل توجه این هواپیما
در درگیریهای با فاصله بسیار دور ( = اولین گزینه) از 6 مورد موفقیت هواپیمای سوخوی 33 در دفع خطر موشک فونیکس 4 مورد در حالتی بودند که این موشک از پشت به این هواپیما شلیک شده است و 2 مورد نیز از جوانب و در حالی که هواپیما در ارتفاع بیشتری از موشک شلیک شده قرار داشته بوده است . در4 حالت موفقیت هواپیمای سوخوی 33که موشک شلیک شده از پشت به سوی هدف رها شده است در 2 مورد به علت تحرک خوب هواپیمای سوخوی 33 موشک بعلت اتمام سوخت از ادامه ماموریت خویش باز مانده است و در حقیقت دومین عامل یعنی ” فاصله بسیار موشک شلیک شده تا هدف (100-70 مایل ) ” عامل شکست موشک شلیک شده بوده است و در2 مورد موفقیت که موشک شلیک شده از جوانب و در ارتفاع کمتری به سوی هدف رها شده است دلیل موفقیت هواپیمای سوخوی 33 سومین عامل یعنی ” قدرت مانور بسیار مناسب و قابل توجه این هواپیما ” بوده است . در مقابل هواپیمای F-14توانست تنها در 4 مورد از 15 مورد خطر موشک شلیک شده را دفع نماید . اما با این وجود و با توجه به موارد دیگر نتایج بدست آمده از درگیری این دو هواپیما در فاصله بسیار دور در صد موفقیت هواپیمای F-14 با 54% و هواپیما سوخوی 33 با 46% تعیین شد .
در درگیریهای با فاصله دور ( = 70-30 مایل) بهترین نتایج برای هواپیمای F-14 بدست آمدو از 15 موشک شلیک شده به سوی هواپیمای سوخوی33 این هواپیما موفق شد تنها 3 بار به سلامت خطر را دفع نماید و در مقابل هواپیمای F-14 نیز تنها در 3 مورد موفق شد خطر موشک های شلیک شده به سوی خود را دفع نماید و درصد موفقیت هواپیمای F-14 با 58% و هواپیمای سوخوی33 با 42% تعیین گردید .
در درگیریهای با فاصله نزدیک(= 30- 5 مایل ) هواپیمای سوخوی 33 با استفاده از ساختار انعطاف پذیر خود توانست به خوبی از خود دفاع نماید و در پایان این مرحله درصد موفقیت هواپیمای F-14 با 41% و هواپیمای سوخوی 33 با 59% تعیین گردید .
در درگیریهای بسیار نزدیک( = کمتر از 5 مایل = داگ فایت ) هواپیمای F-14 فرصتی برای نشان دادن قابلیت های خود ( در مقایسه با هواپیمای سوخوی 33 ) نیافت و این درگیری عرصه خود نمایی هواپیمای سوخوی 33 بود و در پایان درصد موفقیت هواپیمای F-14 با 38% و سوخوی 33 با 62 % تعیین گردید .
در پایان و در مجموع توانست با 53% شانس موفقیت نسبت به 47% هواپیمای F-14 را شکست دهد .

نکات این شبیه سازی :

عوامل موفقیت هواپیما :
منظور از آن سنجش و تعیین درصد برای عوامل موثر در موفقیت یک هواپیما که 3 عامل عمده و کلی در نظر گرفته شده است
عواملی که در موفقیت هواپیمای و سوخوی 33 و F-14نقش داشته اند که شامل شرایط مطلق و نسبی میباشد و منظور از شرایط مطلق آن است که هر عامل تا چه اندازه میتواند در موفقیت هواپیما ایفای نقش نماید و منظور از شرایط نسبی نیز آن است که در یک شرایط ویژه ( به مانند درگیری با یک هواپیما مورد نظر به مانند این مبحث هر عامل تا چه اندازه میتواند در موفقیت هواپیما ایفای نقش نماید) اعداد درون پرانتز درصد مطلق میباشند و درصدهای خارج درصدهای نسبی که منظور از آن درصدهای تعیین شده برای آن شرایط ویژه که درگیری با هواپیمای مورد نظر در این مبحث است میباشد :

عواملی که د ر موفقیت هواپیمای F-14 نقش داشته اند :
1 – سیستم شناسایی و هدایت و هدف گیری و…. به طور کلی فناوریهای مورد استفاده در این هواپیما: 44% (41%)
2- موشک های مورد استفاده : 36% (34%)
3- نیروی محرکه و انعطاف پذیری ( قدرت مانور پذیری و…) : 20% (25%)

عواملی که د ر موفقیت هواپیمای سوخوی 33 نقش داشته اند :
1- سیستم شناسایی و هدایت و هدف گیری و.. به طور کلی فناوریهای مورد استفاده در این هواپیما: 39% (34%)
2- موشک های مورد استفاده : 25% (19%)
3- نیروی محرکه و انعطاف پذیری ( قدرت مانور پذیری و…) : 37% (47%)

با بررسی عوامل موفقیت هر هواپیما میتوان به نتایجی جالب و صحیحی رسید . بیشترین عامل موفقیت هواپیمای F-14 دومین عامل یعنی موشکهای مورد استفاده در این هواپیما با 36% بوده است اما در مورد هواپیمای سوخوی33 سومین عامل یعنی نیروی محرکه و انعطاف پذیری با 37% بوده است . اگر شما از نتایج این شبیه سازی پیش از اعلام درصدهای مختلف ارائه شده بود هم آگاه نبوید باز هم میتوانستید تا حد قابل توجهی نتایج را صحیح پیش بینی نمایید . به عنوان نمونه میتوانستید با توجه به نقاط قدرت هر هواپیما بگویید نتایج حاصل از درگیری این دو هواپیما در فواصل بسیار دور و یا بسیار نزدیک چگونه خواهد بود . هر جا که هواپیما قادر به استفاده از نقاط قدرت خود باشد بدون شک نتایج بهتری را کسب خواهد نمود با توجه به نقطه قدرت هواپیمای F-14 که موشکهای آن ( بیشتر AIM-54) با 36 % درصد میباشد میتوان نتیجه گرفت که هرگاه این هواپیما ( = F-14 ) در شرایطی باشد که بتواند بهتر از موشکهای خود استفاده نماید نتایج بهتری را کسب خواهد نمود که اگر به نتایج اعلام شده از درگیری در فواصل مختلف این هواپیما با هواپیمای سوخو33 دقت نمایید میبینید که نمودار حاصل از موفقیت هواپیمای F-14 رابطه مستقیم با موشک فونیکس دارد و مهمترین نقطه قدرت این هواپیما در این درگیری با هواپیمای سوخوی33 همین موشک بوده است و در هر شرایطی که این هواپیما قادر به استفاده مناسبتر و بیشتر از این موشک بوده است نتایج بهتری را کشب نموده است شما با مراجعه به نتایج حاصله در فواصل مختلف درگیری این دو هواپیما خواهید دید در اولین گزینه که فواصل بسیار دور ( =100-70 مایل ) و دومین گزینه فواصل دور (70-30 مایل ) هواپیمای F-14 بهترین نتایج را کسب نموده است زیرا در اولین و دومین گزینه بهترین شرایط برای استفاده از نقاط قوت خود را بدست آورده است و حتی میتوان نتایج دقیقتر و علمی تری را نیز مشاهده نموده در اولین گزینه که در گیری این دو هواپیما با هم در فواصل ( 100-70 مایل) بوده با توجه به نقطه قدرت هواپیمای مقابل که هواپیمای سوخوی33 است و مهمترین نقطه قدرت او نیروی محرکه و ساختار انعطاف پذیر میباشد هواپیمای سوخوی33 توانسته از این نقطه قدرت خود بیشترین بهره را ببرد و از 15 موشک فونیکس شلیک شده به سوی او در 6 مورد به سلامت خطر را دفع نماید و تعداد موفقیت هواپیمای سوخوی 33 در دفع خطر در دومین گزینه تنها به 3 مورد محدود شد . البته شما میتوانید با مرور علل و عوامل موثر در این موفقیت سوخوی33 که در مطلب اصلی ذکر شده است به نتایج دیگری نیز دست یابید . با مشاهده درصد موفقیت هواپیمای F-14 در هر مرحله مشاهده خواهید نمود بیشترین درصد موفقیت این هواپیما در دومین گزینه که درگیری در فواصل دور (70-30 مایل ) است میباشد پس میتوان نتیجه گرفت بهترین حالت درگیری با هواپیماهای گوناگون و نقاط قدرت و ضعف انها و هواپیمای F-14بهترین شرایط برای درگیری هواپیمای F-14با هواپیماهای دیگر در شرایط مختلف درگیر شدن هواپیمای F-14 با آنان در فواصل (70-30 مایل ) میباشد و با توجه به سیستم هشدار دهنده و رادار قدرتمند این هواپیما امکان درگیری در این فواصل با هواپیماهای دشمن برای این هواپیما (=F-14 ) مقدور میباشد .
شما با مطالعه نقاط قدرت هواپیمای سوخوی33 که سومین عامل یعنی نیروی محرکه و ساختار انعطاف پذیر آن با 37% میباشد میتوانید به نتایج مشابه آنچه که درباره هواپیمای F-14 گفته شد دست یابید آنجا که این هواپیما قادر به استفاده مناسب و بیشتر از قابلیت های خود را داشته باشد بهترین نتایج را کسب خواهد نمود با نگاه دوباره به نتایج درگیری این هواپیما و هواپیمای F-14 میتوان مشاهده نمود بهترین نتایج برای این هواپیما در فواصل نزدیک(= 30- 5 مایل ) و فواصل بسیار نزدیک و کمتر از 5 مایل میباشد که هواپیمای سوخوی33 با استفاده از چالاکی خود که نتیجه ساختار انعطاف پذیر خود میباشد براحتی هواپیمای F-14را مغلوب نموده است و نتایج بسیار دیگر که با دقت و تامل بسیار میتوان بدان دست یافت .
اما بد نیست اشاره کوتاهی درباره شرایط مطلق و نسبی که از آن در ابتدای مطلب عنوان شد داشته باشیم باردیگر به عوامل موفقیت هواپیماهای سوخوی 33 و F-14 دقت نمایید :

عواملی که د ر موفقیت هواپیمای F-14 نقش داشته اند :
1 – سیستم شناسایی و هدایت و هدف گیری و…. به طور کلی فناوریهای مورد استفاده در این هواپیما: 44% (43%)
2- موشک های مورد استفاده : 36% (34%)
3- نیروی محرکه و انعطاف پذیری ( قدرت مانور پذیری و…) : 20% (22%)

عواملی که د ر موفقیت هواپیمای سوخوی 33 نقش داشته اند :
1- سیستم شناسایی و هدایت و هدف گیری و.. به طور کلی فناوریهای مورد استفاده در این هواپیما: 39% (34%)
2- موشک های مورد استفاده : 25% (19%)
3- نیروی محرکه و انعطاف پذیری ( قدرت مانور پذیری و…) : 37% (47%)

عوامل مختلفی که در اینجا به 3 دسته کلی تقسیم شده اند هر کدام در شرایط مختلف میتوانند نقش کمتر و یا بیشتری در موفقیت یک هواپیما بر عهده داشته باشند و درصد مطلق عبارت از نقشی است که با توجه به تمام شرایط میتوانند در موفقیت یک هواپیما ایفا نماید میباشد . در مقایسه دو هواپیمای سوخوی 33 و هواپیمای F-14 مشاهده مینمایید که بیشترین تکیه هواپیمای سوخوی33 بر نیروی محرکه و ساختار انعطاف پذیر خود با 47% میباشد و هواپیمای اف14 بیشترین تکیه را سیستمهای شناسایی و … و به طور کلی فنآوریهای در اختیار خود با 41% دارد هواپیمای F-14 بیشترین تکیه را بر فنآوری خود دارد در حالی با دقت در نقش سیستمهای شناسایی و … به طور فنآوریهای استفاده شده در هواپیمای سوخوی 33 فنآوریهای مورد استفاده در این هواپیما تنها به میزان 34% در موفقیت این هواپیما نقش دارند و نشان از تفاوت نزدیک به 10% اختلاف سطح فنآوری موجود در هواپیمای سوخوی33 نسبت به هواپیمای F-14 میباشد و سعی شده با استفاده از ساختار انعطاف پذیرتر این نقیصه در هواپیمای سوخوی 33 برطرف شود . بدون شک اگر از قدرت انعطاف پذیری هواپیمای سوخوی33 به هر دلیل کاسته شود این هواپیما مغلوب هواپیمای F-14 خواهد گردید زیرا از نظر فنآوریهای موجود نسبت به هواپیمای F-14 در سطح پایین تری قرار خواهد داشت .
اما درصد نسبی نیز بر اساس شرایط تعیین میگردد که هر عامل تا چه اندازه میتواند در موفقیت یک هواپیما نقش داشته باشد به عنوان مثال اگر هواپیمای F-14 در درگیری با هواپیمای میگ29 شرکت نماید با توجه به اینکه هواپیمای میگ 29 از نیروی محرکه و ساختاری انعطاف پذیر به مانند هواپیمای سوخو33 برخوردار نیست بدون شک عوامل تاثیذ گزار بر موفقیت هواپیمای F-14 از لحاظ درصد دچار تفاوت خواهند شد و نتایج بسیار دیگر که با دقت و تامل میتوان بدان دست یافت .

از دلایلی که میتوان برای انتشار نتایج شبیه سازی درگیری هواپیماهای سوخوی33 و F-14برخلاف سایر نتایج نام برد این که این هواپیما در آستانه خروج از خدمت قرار داشته ( سال2002 میلادی) و اعلام نتایج آن تاثیری بر روند و شرایط آینده نخواهد داشت هر چند که اطلاعات منتشر شده از این شبیه سازی و مقایسه همانگونه که عنوان شد فاقد هر گونه اطلاعات دقیق فنی بوده است .

نوشته شده در هواپيما | دیدگاه‌ها خاموش

اسپارو صفیر مرگ

نوشته‌شده به دست omid در ژوئیه 19, 2007

موشک اسپارو 
(Raytheon AAM-N-2,3,6/AIM-101/AIM-7/RIM-7 Sparrow)
تو جه داشته باشيد مقاله ي زير بطور خلاصه به معرفي مدل هاي موشك اسپارو مي پردازد

کلا در مدل های زیر تولید گردید
1.(AIM-7A) يا(AAM-N-2 Sparrow I)
اين موشك اولين مدل عملياتي از اسپارو بود كه بين سال هاي 52 تا 1958 توسط شكاري هاي F7U و F3H مورد استفاده قرار گرفت حداقل 2000 فروند از اين موشك توليد گرديد اما اين موشك ايراداتي داشت كمبود برد عملياتي مشكلات رادار و… توليد آن متوقف گرديد (اين مدل 10 كيلومتر بيشتر برد نداشت)اين مدل از سر جنگي 20 كيلوگرمي استفاده مي كرد
مشخصات:
درازا:3.74 m
سرعت: 2.5 ماخ
برد: 10 كيلومتر

2.(AIM-7B) يا (AAM-N-3 Sparrow II )
اين موشك عملا ساخته نشد
قرار بود اين موشك بطور مكمل با رادار AN/APQ-64 در جنگنده هاي F5D Skylancer و CF.105 (در كانادا قرار بود تحت امتياز ساخته شود) به كارگرفته شود كه نهايتا طرح كنسل شد
(توجه داشته باشيد تا اين مدل هنوز موشك در مرحله ي آزمايش بود)اين مدل هم از سر جنگي 20 كيلوگرمي استفاده مي كرد
مشخصات:
درازا:3.85 m
سرعت: 2.5 ماخ
برد: 7 كيلومتر

3.(AIM-7C) يا (AAM-N-6 Sparrow III )
اين موشك عملا از سال 1958 تا 59 وارد خدمت گرديد حدود 2000 فروند از آن توليد شد از تغييرات اين مدل مي توان از استفاده از موتور با سوخت مايع اشاره كرد در اين مدل بهسازي هايي انجام شد تا برد موشك افزايش يابد
اين مدل از سر جنگي 30 كيلوگرمي استفاده مي كرد
مشخصات:
درازا:3.66 m
سرعت: 4 ماخ
برد: 11 كيلومتر

تا اين مدل تمام موشك ها از موتور هاي راكتي سوخت جامد از نوع .1.8KS7800 استفاده مي كردند

4.(AIM-7D) يا (AAM-N-6a ,AIM-101)
اين موشكها مراحل آزمايشي خود را در سال 1959 گذراندند و در سال 1962 در جنگ ويتنام توسط فانتومها(F-4C) مورد استفاده قرار گرفتند از نظر مشخصات بايد گفت كه اين مدل بسيار شبيه به مدل سي بود
اين مدل هم از سر جنگي 30 كيلوگرمي استفاده مي كرد

5.(AIM-7E) يا (AAM-N-6b)
اين نمونه در سال 1963 تكميل گرديد و به يكي از محبوب ترين موشكها در بين كاربران آن تبديل گرديد بطورتي كه بيش از 25000 فروند از آن توليد گرديد و به شكل گسترده اي مورد استفاده قرار گرفت از ويژگي هاي آن مي توان به افزايش برد افزايش قدرت راداري و …
اما اين از اين مدل چند مدل الاحاقي نيز ساخته شد كه در واقع اين مدلها براي كلاسهاي مختلف عملياتي طراحي گرديد
اولين مدل AIM-7E-2 بود كه در سال 1969 آزمايش گرديد و اصولا براي نبرد هاي داگ فايت طراحي شده بود از تغييراتي كه در آن ايجاد شد مي توان به كاهش برد تغيير سيستم كنترل راداري (اضافه كردن سيستم كنترل خودكار) تغيير بالچه ها براي مانور پذيري بيشتر نام برد
دومين مدل AIM-7E-3 بود در اين مدل فيوز هاي انفجاري بحبود يافت كه اين به بالابردن اعتماد پذيري موشك كمك شاياني مي كرد
سومين مدلAIM-7E-4 بود اين آخرين نمونه ي بهبود يافته از مدل هاي E در كلاس هوابه هوا بود اين مدل اصولا براي رادار هاي قويتر همچون AWG.9 طراحي گرديد از ويژگي هاي آن مي توان به افزايش برد و توانايي هاي خودكار كنترلي در درگيري هاي فامد ميانبرد نام برد حداقل 50 جنگنده در ويتنام طعمه ي اين موشك گرديدند
چهارمين مدل RIM-7E يا (Sea Sparrow) نام داشت اين موشك نه يك موشك هوا به هوا كه يك موشك دفاع هوايي بود بدليل كارايي هاي موشك اسپارو نيروي دريايي تصميم به سفارش نمونه ي زمين به هواي اين موشك براي نصب بر روي ناوها گرفت اين موشك از يك موتور راكتي سوخت جامد از نوع MK 25 استفاده مي نمود و در سال 1967 رسما وارد خدمت شد(دوستان توجه كنند تمام مدل هاي بالا مدل تمريني هم داشته كه من فقط مدل هاي جنگي را معرفي كردم)
در اين مدل ها معمولا از سر جنگي 30 كيلو گرمي استفاده مي شد
مشخصات:
درازا:3.66 m
سرعت: 4 ماخ
برد:30 كيلومتر

6.(AIM-7F)
اين مدل در ژانويه سال 1972 تكميل گرديد اين مدل از موتور هاي تقويت شده ي MK 58 استفاده مي نمود البته بعد ها در برخي انواع از مدل MK 65 نيز استفاده شد براي اين موشك يك سيستم هدايتي جديد تحت عنوان AN/DSQ-35 تكميل گرديد(يك رادار پالس داپلر ميانبرد) اين موشك بيشتر جنبه ي تمريني داشت در سال 1976 مدلي از آن هم براي F.15 تكميل شد
مدل هايي نيز از اين مدل مشتق گرديد بيش از 11 مدل هوا به هوا و يك مدل زمين به هوا از نمونه ي F توسعه يافت كه بيشتر در ضمينه ي الكترونيك و موتور روي آنها تغييراتي انجام گرفت و خيلي تفاوت كلي با هم نداشتند
تنها در آخرين مدل AIM-7F-11 از كلاهك هاي جنگي WAU-10/B استفاده شد اين مدل در سال 1975 ساخته شد و ساخت آن تا 1981 ادامه داشت
در زمينه ي زمين به هوا نيز RIM-7F در حال تكميل بود كه يرنامه بخاطر پيشرفت هايي كه در اسپارو بوجود آمد و ضهور موشكهاي زمين به هوايي قويتر كنسل شد
اين مدل از سر جنگي 39 كيلوگرمي استفاده مي كرد
مشخصات:
درازا:3.66 m
سرعت: 4 ماخ
برد:70 كيلومتر

7.(AIM-7G)
اين مدل به طور اختصاصي براي بمب افكن هاي F.111D نيروي هوايي در سالهاي 1970 در حال طراحي بود ولي تنها چند پيش نمونه از آن ساخته شد بدليل تغييراتي كه در برنامه ي F.111D بوجود آمد لغو گرديد

8.(RIM-7H )
اين مدل نوع بهسازي شده ي موشك زمين به هواي مدل E بود اين مدل از موتور هاي MK 29 استفاده مي نمود شايان ذكر است اين سيستم كه بطور استاندارد براي ناوهاي بزرگ طراحي شده بود بطور گسترد توسط ناتو مورد استفاده قرار گرفت

9.(AIM-7M)
اين مدل بشكل گسترده اي مورد بازبيني قرار گرفت و در آن از سيستم شليك كن فراموش كن استفاده گرديد و همچنين از سرجنگي WGU-6/B و بعدها WGU-23/B استفاده مينمود اين مدل در سال 1980 وارد خدمت شد بعدها در 1982 مدلي از آن تكامل يافت كه از سرجنگي WAU-17/B استفاده ميكرد در سيستم كنترلي آن بهسازي هايي در زمينه ي مقاومت در برابر جنگ الكترونيك انجام شد اين موشك به عنوان موشك استاندارد ميانبرد شناخته مي شود برد آن از مدل E كمتر شده بود اما كارايي و دقت آن افزايش يافت(توجه كنيد مدل هاي ديگري هم چونAIM-7M H و AIM-7M F1 نيز بوده ولي مهم نبودند) (توجه داشته باشيد حرف M در اين مدل مخفف monopulse بود)اين مدل از سر جنگي 40 كيلوگرمي استفاده مي كرد
از اين مدل RIM-7M (نمونه ي زمين به هوا) نيز تكميل شد
مشخصات:
درازا:3.66 m
سرعت: 4 ماخ
برد:26 كيلومتر

10.(AIM-7N)
اين مدل در واقع همان مدل اف بود كه براي جنگنده هاي F.15 نيروي هوايي ارتقاع داده شد البته تعداد زيادي از آن توليد نشد

11.(AIM-7P )
اين مدل آخرين مدل از خانواده ي اسپاروست كه ديگر مدل جديد توليد نشد بدليل تكميل موشك هاي ميانبرد امرام از روي اسپارو اما اين مدل در سال 1987 تكميل شد و بطور گسترده در جنگ خليج فارس استفاده شد بيش از 24 فروند جنگنده ي عراقي هدف آن قرار گرفتند اين موشك با بهسازي هاي انجام شده توان درگيري با اهداف كوچك و اهدافي كه در ارتفاع پايين و سرعت كم پرواز مي كردند نيز داشت كلا دو مدل اصلي از آن تحت عنوان Block I و Block II تكميل شد كه در مدل AIM-7P Block I از سر جنگي WGU-6D/B استفاده مي نمود و AIM-7P Block II از سر جنگي WGU-23D/B به همراه گيرنده هاي تقويت شده استفاده مي نمود(از سرهاي جنگي 40 كيلو گرمي بهره مي برد)
مشخصات:
درازا:3.66 m
سرعت: 4 ماخ
برد:26 كيلومتر

12.(AIM-7R)
اين مدل در سال 1990 در حال تكميل شدن بود كه با طرح AIM-7P Block II اما شمه هايي از آن در انواع در خدمت استفاده شد همچون يك رادار چند حالته ي جديد و افزايش قدرت پردازشگر آن

13.(AIM-7J/K/L)
اين مدل ها در واقع نمونه هاي جديدي نبودند بلكه اين نمونه هاي در كشور هاي هم پيمان آمريكا توليد گرديدند مثلا مدل J در ژاپن تحت امتياز ري تيان توليد شد(اين مدل ها از مدل محبوب E مشتق شده بودند)
چند مدل ديگر RIAM.7 نيز توليد شد كه در فرصتي ديگر مورد بررسي قرار خواهيم داد)

نوشته شده در موشک و بمب | دیدگاه‌ها خاموش

معرفی خلاصه جنگنده میگ-31

نوشته‌شده به دست omid در ژوئیه 19, 2007

میگ-31 نوع ارتقا یافته و جایگزین میگ-25 میباشد که در زمان خود بی رقیب بود و اکنون جای خود را به پسرش داده است. بی شک میگ-31 پرقدرتمندترین رهگیر روسیه و در کل جهان میباشد که توانایی رهگیری همزمان چندین جنگنده مهاجم را دارا میباشد و نیز اولین جنگنده عملیاتی شوروی با توانایی نگاه به پایین و شلیک به پایین میباشد. این جنگنده از راداری بسیار قوی با نام Zaslon بهره میبرد که به فاکس هوند این امکان را میدهد تا همزمان به 4 (در مدلهای اولیه) هدف حمله کند و نیز دیگر جنگنده های دشمن را تحت کنترل داشته باشد! طبق نظر بعضی کارشناسان این رادار قویترین و بهترین رادار جهان میباشد که حتی میتواند استیلت را هم شناسایی کند! از نظر سیستم رانش نیز میگ-31 از دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 بهره میبرد که هر کدام تراستی برابر 93KN تولید مینمایند و با آنها فاکس هوند سرعتی برابر با 3 برابر صوت پیدا میکند! طراحی و شکل ظاهری میگ-31 بسیار شبیه به میگ-25 میباشد و دقیقا مانند آن دارای 2 جایگاه تسلیحات در زیر هر بال و یکی در انتهای بال به اضافه 4 جایگاه در زیر بدنه هواپیما میباشد. در دهه 1990 با توجه به قدرتمندتر شدن جنگنده های غربی روسیه فاکس هوند های خود را ارتقا داد که تواناییهای میگ-31 بسیار بهتر و بیشتر از قبل شد که امروزه این مدل با نام MiG-31BM شناخته میشود. MiG-31BM دارای آیونیکی بسیار قویتر از نسلهای قبلی خود میباشد و میتواند به راحتی با اهداف هوایی یا زمینی درگیر شود. و نیز به واسطه رادار پرقدرت خود میتواند همزمان 24 جنگنده دشمن را شناسایی کرده و با 6 تا از آنها درگیر شود! این رادار جدید همچنین میتواند به نحو احسن اهداف زمینی را نیز شناسایی کند. در ادامه با مشخصات MiG-31A آشنا میشوید :

MiG-31A

کشور سازنده : شوروی سابق
هواپیماهای مشابه : MiG-25 , F-14 , F15
تعداد سرنشین : 2 نفر
ماموریت اصلی : رهگیر تمام آب و هوایی + ایجاد امنیت هوایی
طول : 21.5 متر
طول بال : 14 متر
ارتفاع : 6.6 متر
حداکثر سرعت : 3 ماخ
وزن خالی : 22 تن
وزن استاندارد : 37 تن
حداکثر وزن : 47 تن
نوع و قدرت موتور : دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 هر کدام با تراست 93 کیلو نیوتن
حداکثر تحمل G : در سرعتهای فراصوت +5 جی
حداکثر برد : 3300 کیلومتر
شعاع عملیاتی : 720 کیلومتر
ارتفاع پرواز : 25 کیلومتر
ارتفاع پرواز از سطح دریا : ؟
مدت زمان برای رسیدن به ارتفاع 20 کیلومتری : 8 دقیقه و 54 ثانیه
قابلیت سوختگیری هوایی : ندارد
حسگرها : LD/SD TWS radar, possible IRST, RWR (رادار Zaslon S-800 با برد 200 کیلومتر)
نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 + موشکهای هوا به هوای R-33 , R-40 , R-60 , R-73

MiG-31BM

این مدل در بسیاری جهات شبیه مدلهای قبلی است و در اینجا فقط نکات مهم را بیان میکنم.
نوع رادار : Zaslon-M با برد 400 کیلومتر و توانایی شناسایی استیلت ، همزمان 24 هدف را شناسایی و به 6 تا از آنها حمله میکند و بقیه را نیز تحت نظر دارد.
توانایی جنگ الکترونیک : دارای سیستم مدرن ECM و ضد ECM
آیونیک این مدل بسیار پیشرفته تر از مدلهای قبلی است.
نوع تسلیحات :
یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23
موشکهای هوا به هوای R-27 , R-33 , R-37 , R-40 , R-60 , R-73 , R-77
موشکهای هوا به زمین Kh-31P , Kh-58
قیمت میگ-31 بی ام : 40 میلیون دلار

توضیحاتی چند در مورد موشکهای هوا به هوای قابل حمل توسط میگ-31 :
R-27 با برد 70 الی 170 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3600 Km/h
R-33 با برد 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h
R-37 با برد 300 ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-40 با برد 50 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-60 با برد 10 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-73 با برد 40 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 2500 Km/h
R-77 با برد 90 الی 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h

چگونگی ظرفیت حمل موشکهای هوا به هوا در MiG-31BM :

A) 8 R-33 & 2 R-60 or R-73
B) 6 R-33 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73
C) 4 R-33 & 4 R-40 & 2 R-60 or R-73
D) 4 R-33 & 4 R-73 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73

 

 

نوشته شده در هواپيما | دیدگاه‌ها خاموش

آشنايي با F/A-18 Hornet

نوشته‌شده به دست omid در ژوئیه 19, 2007

تاريخچهء پيدايش
جنگندهء F-18 بر پايهء يكي از جديدترين جنگنده‏هاي ساخت شركت نورثروپ، يعني Cobra YF-17 ساخته شد. در دههء 1970، YF-17 به منظور رقابت با جنگندهء F-16 جهت انتخاب «جنگندهء سبك» براي نيروي هوايي ايالات متحده طراحي و ساخته شد.

 

YF-17 Cobra

ولي در نهايت جنگندهء F-16 توسط نيروي هوايي انتخاب شد. در آن زمان، مقامات ارشد نيروي دريايي، دريافتند كه جنگندهء ساخت نورثروپ، توان بالقوه بسيار بيشتري نسبت به F-16 جهت جايگزيني هواپيماهاي قديمي نيروي دريايي، يعني A-7 Corsair دارد.

نورثروپ و مك دانل‏داگلاس تصميم گرفتند به طور مشترك، جنگندهء F-18 را براي ناوهاي هواپيمابر و جنگندهء A-18  را براي سپاه تفنگداران نيروي دريايي، توليد نمايند. اما اين دو پروژه كمي بعد باهم ادغام شدند و نتيجه جنگندهء چندماموريتهء F/A-18 از آب درآمد.
به منظور حفظ قابليتهاي چندماموريته، در قلب جنگندهء F-18 يك رادار پرقدرت چندحالتهء ساخت هيوز قرار داده شد كه هم در ماموريتهاي هوا به هوا و هم در ماموريتهاي هوا به زمين، موثر و كارا بود.
جنگندهء جديد، مجهز به سيستم‏هاي پيچيدة الكترونيكي، نمايشگرهاي تلويزيوني، موتورهاي قدرتمند، توانايي حمل انواع جنگ‏افزار و قابليت آئروديناميكي خاصي بود كه اجازه مي‏داد جنگنده بتواند با زاويهء حملهء بالاتري پرواز نمايد. در نهايت، جنگندهء F-18، فراتر از آن چيزي شد كه مورد انتظار بود با قابليت مانورپذيري خوب و توانايي بسيار موثر در انجام عملياتهاي متفاوت.
بدين ترتيب، جنگندهء F-18 با موفقيت وارد خدمت در ناوهاي نيروي دريايي و نيروي هوايي تفنگداران دريايي ايالات متحده شد و جايگزين جنگنده‏هاي A-7 و F-4 فانتوم گرديد.

F/A-18 موسوم به Hornet – به معني زنبور سرخ – جنگنده‏اي است دو نفره، دو موتور، چندمنظوره (جنگندهء تهاجمي) كه مي‏تواند هم از روي ناوهاي هواپيمابر عمل نمايد و هم از پايگاههاي زميني.
براي F/A-18 انبوهي از ماموريتهاي گوناگون تعريف شده است: ايجاد برتري هوايي، اسكورت جنگنده‏ها، خنثاسازي دفاع هوايي دشمن، عمليات جاسوسي و اكتشافي، هدايت عمليات هوايي، پشتيباني دور و نزديك هوايي و قابليت عمليات در شب.
F/A-18 جايگزين جنگنده‏هاي F-4B ،A-7 Corsair در دههء 1970 و جنگندهء A-6 Intruder در اواخر دههء 1990 شد.
F/A-18 به وسيلة سيستم ديجيتالي پرواز با سيم (Fly Bye Wire or FBW) كنترل مي‏شود كه اين امر كيفيت بسيار خوبي را در هدايت هواپيما سبب مي‎‏شود و موجب مي‏شود خلبان با سهولت بيشتري به هدايت جنگنده بپردازد. اين سيستم به هنگام مانورهاي سنگين، به خلبان اجازه مي‏دهد تا تمركز خود را بر روي عمليات و استفاده از تسليحات از دست ندهد.
نسبت كشش به وزن اين هواپيما در حالت خشك (بدون پس‏سوز) نيز فوق‏العاده است و اين جنگنده در هنگام برخورد با دشمن، از توانايي خوبي در استفاده از قدرت بالاي موتور در حالت بدون پس‏‎سوز پيدا مي‏كند.

قدرت بالاي اين جنگنده كه توان خوبي در خارج شدن از مهلكه را مي‏دهد مورد تاييد اغلب خلبانان هورنت است. علاوه بر اين، F/A-18 اولين جنگندهء نيروي دريايي است كه سيستم‏هاي ديجيتالي را يكپارچه كرده است؛ (MUX) مدار انتقال اطلاعاتي است كه تعدادي ورودي را به تعداد كمتري خروجي تركيب مي‏كند. حسن اين نوع طراحي اين است كه زمينهء ارتقاء مداوم را به شكل آسان‏تري فراهم مي‏سازد.
در طي 15 سال عمليات و تجربه، F/A-18 ثابت كرده است كه بهترين جنگندهء تاكتيكي براي ناوهاي هواپيمابر است. F/A-18 داراي شاخصه‏هاي نظامي مورد علاقهء فرماندهان نيروي دريايي ايالات متحده است. F/A-18 اغلب ماموريتهاي خود را در يوگوسلاوي و عراق با موفقيت به انجام رسانده است و تنها نقصان اين جنگنده، كمبود سوخت جهت مداومت پروازي بيشتر است.

گونه‏هاي مختلف F-18

F/A-18A/B Hornet
در اين مدل‏، عمده مشخصات و ريزه‏كاري‏هاي جنگندهء YF-17 حفظ شده است، با اين حال از دل اين هواپيما‏، جنگندهء جديد F-18 سربرآورده است؛ جنگنده‏اي يك نفره، با قابليت تهاجمي كه انبوهي از تكنولوژي‏هاي جديد و سيستم‏‎هاي ديجيتالي كامپيوتري در آن به كار رفته است. در كابين اين جنگنده، از يك جفت سيستم لولهء‌ اشعهء كاتد به عنوان نمايشگر اطلاعات استفاده شده است و سيستم كنترل بر اساس ارزيابي دستورات خلبان, كنترل پرواز را شبيه‏سازي مي‏كند. سيستم‏هاي تعبيه شده در اين جنگنده براي دو ماموريت در نظر گرفته شده‏اند. (احتمالن منظور ايجاد برتري هوايي و عمليات زميني – ضد كشتي مي‏باشد)
در حين طراحي، نوع آموزشي (دو سرنشينه) نيز به تعداد اندك و به نام TF/A-18 ساخته شد. اين نوع نيز بر اساس مدل F/A ساخته شد و تنها شامل اندك تغييراتي شد، ضمن اينكه نوع دو سرنشينه نيز با حفظ قابليت انجام عمليات نظامي ساخته شد.
اولين پرواز F/A-18 به تاريخ نوامبر 1978 انجام شد. F/A-18 و نوع دو سرنشينه نيز كه بعدها به نام F/A-18B ناميده شد، مورد آزمونهاي گوناگون پروازي در مركز آزمون نيروي دريايي (Naval Air Test Center) قرار گرفت.
در حين اين آزمونها، بر روي نقاط ضعف و مشكلات جنگنده (به خصوص قطعات جديد) تمركز زيادي انجام گرفت و اين ارزيابي، باعث شد قطعاتي كه به نوعي مشكلاتي در طراحي داشتند، با طراحي مجدد، مشكلشان حل شود. اغلب قطعاتي كه مورد تغيير قرار گرفتند، قطعات ساخت‏افزاري و مكانيكي هواپيما بودند و سيستم‏هاي ديجيتالي، دستخوش تغيير نگشتند.
نوع اصلي جنگندهء F/A-18A (يك نفره) و نوع F/A-18B (دو نفره) به سال 1983 جايگزين جنگنده‏هاي F-4B و A-7 در ناوهاي هواپيمابر و سپاه تفنگداران نيروي دريايي (Marine Corps) شدند.
اين جنگنده‏ها به دليل قابليتهايشان (قابليت انجام ماموريتهاي متنوع و ميزان آمادگي بالا)، به سرعت نقش اصلي را در ماموريتهاي نظامي برعهده گرفتند.

قابليت اطمينان و سهولت تعمير و نگهداري، از مواردي بودند كه به هنگام طراحي اين جنگنده، مورد توجه قرار گرفتند. براي مثال F/A-18 ها، براي آزمايش از اطمينان سيستم‏ها، سه بار و هر بار ساعتها پرواز كردند در حالي كه نيمي از زمان مورد نياز براي تعمير اساسي‏شان گذشته بود. هورنت، بارها در ميدان نبرد واقعي مورد آزمايش قرار گرفت و هر بار، نقاط مثبت ادعا شده توسط طراحانش را مورد اثبات قرار داد: جنگنده‏اي بسيار قابل اعتماد، تهاجمي و همه كاره.

F/A-18 ها نقش مهمي را در جريان حمله به ليبي در سال 1986 ايفا كردند. آنها از روي عرشهء ناو هواپيمابر يواس‏اس كورال‏سي (USS CORAL SEA) به پرواز درآمدند و پدافند هوايي ليبي را با پرتاب موشكهاي سرعت بالاي هارم (HARM) نابود ساختند به طوري كه هنگام بمباران بن‏غازي، پدافند هوايي ليبي، كاملن خاموش شده و از كار افتاده بود.

F/A-18C/D Hornet
به دنبال موفقيت در استفاده از 400 فروند مدل A و B، نيروي دريايي ايالات متحده، به تاريخ سپتامبر 1987، نوع پيشرفته‏تر هورنت را به نام F/A-18C (يك نفره) و F/A-18D (دو نفره) مورد آزمايش قرار داد.
اين هورنت‏ها مي‏توانستند موشكهاي ميان‏برد هوا به هواي جديد آمرام (AMRAAM) و موشكهاي هوا به زمين حرارت‏ياب هدايت تلويزيوني ماوريك (Maverick) را حمل و پرتاب كنند.
دو سال بعد, مدلهاي C و D به قابليت عمليات در شب مجهز شدند. ضمنن اجزاء جديدي نيز اضافه شدند: غلاف ناوبر حرارت‏ياب ([url=http://www.thales-optronics.com/dos/products/air/details/navflir.shtml]NAVFLIR[/url])، تعبيهء جايگاهي براي نمايشگر سربالا (HUD)، عينك ويژهء ديد در شب (NVG)، چراغ‏هاي مخصوص درون آلات دقيق جهت عدم تداخل با عينك ديد در شب، يك نقشهء ديجيتالي از منطقهء نبرد به همراه نمايشگر رنگي مخصوص آن.
NAVFLIR مخفف navigation forward looking infrared
HUD مخفف head-up display
NVG مخفف night vision goggles

رادار F/A-18C مجهز به سنسوري جهت شبيه‏سازي زمين است كه اين امر توسط امواج رادار دقيق و قدرتمند داپلر از سطح زمين انجام مي‏شود. اين نقشهء تهيه شده، به خلبان اين امكان را مي‏دهد تا به اهداف زميني در شرائط نامساعد جوي يا در حالتي كه ديد ضعيفي وجود دارد، حمله كند. ضمن اينكه با توجه به نقشه و اهداف مشخص شناسايي شده روي آن، موقعيت دقيق هواپيما در آسمان مشخص مي‎شود، همچنين اين نقشه، قابليت بمباران دقيق و موثر را بيشتر مي‏كند.
انواع جديدتر ساخته شدهء F/A-18C از سال 1994 به بعد، به رادار ارتقاء يافتهء [url=https://wrc.navair-rdte.navy.mil/warfighter_enc/weapons/SensElec/RADAR/anapg73.htm]APG-73[/url] مجهز شدند كه اين رادار دقت بيشتري داشت و تصاوير بسيار تميزتري در صفحهء اسكن خود به نمايش مي‏گذاشت.

غلافهاي جستجوگر هورنت
در مدل F/A-18C كه مجهز به تجهيزات عمليات در شب شده است، يك غلاف مخصوص نصب مي‏شود. اين غلاف، ساخت كمپاني هيوز است و با كد AN/AAR-50 شناخته مي‏‎شود. اين غلاف شناسايي، اهداف زميني را از روي حرارت‏شان (نظير شليك گلوله يا گرم بودن موتور ادوات زميني) تشخيص مي‏دهد.
غلاف هدف‏ياب ديگر، با كد Loral AN/AAS-38 شناخته مي‏شود. اين غلاف با نام Night Hawk FLIR نيز شناخته مي‎شود و عملكردش نيز بر اساس حرارت‏يابي از اهداف زميني است.
وسيلهء ديگر، دوربيني قوي جهت ديد و شناسايي اهداف زميني در شب است. اين وسيله به نام GEC Cat’s Eyes شناخته مي‏شود. تعداد 48 فروند جنگندهء F/A-18D (نوع دو نفره) به مدل RC (شناسايي – تجسسي) تغيير يافته‏اند. به همين منظور، به جاي مسلسل استاندارد اف18 كه M61 A1 نام دارد، يك جايگاه شناسايي از نوع الكترواپتيكالي نصب مي‎‏شود. اين جايگاه ويژه، داراي يك برجستگي است كه در واقع يك دوربين بسيار قوي چشمي با دو غلطك متحرك (جهت حركت دادن لنز به اطراف) مي‎‏باشد. ضمنن تمام مشاهدات، بر روي يك نوار ويدئو ضبط مي‏شوند.
RC مخفف reconnaissance

هورنت و عمليات طوفان صحرا
در اولين روز عمليات طوفان صحرا، دو جنگندهء F/A-18 در حالي كه عازم عمليات بمباران بوده و روي هركدام 4 بمب 2000 پاوندي بارگذاري شده بود، موفق شدند دو ميگ عراقي را سرنگون كنند، سپس بمبهاي خود را بر روي اهداف تعيين شده، رها ساختند.
در مدت زمان جنگ خليج فارس، اسكادرانهاي نيروي دريايي ايالات متحده، سپاه تفنگداران و F/A-18 هاي كانادايي، هر ساعت عمليات رزمي داشتند و ركوردي را در زمينهء قابليت اطمينان در طول نبرد با حمل و فروانداختن دهها تن بمب بر روي عراق، برجاي گذاشتند.
(لازم به ذكر است كه يك فروند F/A-18C نيروي دريايي ايالات متحده در روز 17 ژانويه 1991 در يك نبرد هوايي با يك فروند MiG-25PD عراقي، سرنگون گشت)

نيروي دريايي ايالات متحده به تاريخ 18 مي 1998 اعلام كرد كه اسكادرانهاي F/A-18 خود را از ساحل شرقي به پايگاه نيروي دريايي در ساحل ويرجينيا (Oceana) و پايگاه سپاه تفنگداران در Beaufort (شهري در ساحل كاروليناي جنوبي) منتقل مي‏كند. به همين دليل 9 اسكادران عملياتي، شامل 156 فروند هواپيما به Oceana انتقال يافتند و 2 اسكادران ديگر شامل 24 فروند هواپيما نيز به Beaufort منتقل شدند. اولين اسكادران در پائيز 1998 منتقل شد و در كل انتقال 11 اسكادران عملياتي تا پايان اكتبر 1999 تكميل گشت.

در تمام طول مدت خدمت اين جنگنده‏ها، هرساله سيستم‏هاي تسليحاتي، سنسورهاي مربوطه و غيره ارتقاء مي‏يابند. آخرين سري از جنگنده‏هاي F/A-18C/D كه ارتقاء يافتند به سيستم‏هاي چون عمليات در شب، سيستم افزايش دقت در هدف‏گيري، تكنولوژي كاهش ديده شدن توسط رادار دشمن و غيره مجهز شدند. اي در حالي است كه هيچكدام از اين سيستم‏ها تا سال 1991 بر روي مدلهاي A و B وجود نداشتند و سطح سيستم‏هاي آويونيك، الكتريك و مقدورات پروازي براي ارتقاء محدوديت داشتند.
علاوه بر اينها، نقص ديگري نيز در طراحي اين جنگنده وجود داشت و آن اين بود که هنگامي که در مدلهاي ‍C و D ، جنگندهء خالي با مهمات و سوخت کامل بارگذاري مي شد، به هنگام انجام ماموريت‏ايش، دچار کمبود سوخت شده و نمي‏توانست به همهء اهداف تعيين شده‏اش حمله کند و از اين رو گاهن با مهمات مصرف نشده و حداقل سوخت به ناو هواپيمابر باز مي‏گشت. در واقع برد پروازي کافي براي ماموريتهاي تعيين شده‏اش نداشت.

کاربران
F/A-18 در مدلهاي A، B، C و D سالها براي نيروي دريايي ايالات متحده و هشت کشور خارجي خدمت کرد. اين کشورها عبارتند از: استراليا، کانادا، فنلاند، کويت، مالزي، اسپانيا، سوئيس و تايلند.
اگرچه چشم اندازي براي توليد آتي مدلهاي C و D ديده نمي‏شود، ولي اين جنگنده‏ها سالها به منظور پرکردن خلاء جنگنده‏هاي ناونشين در نيروي دريايي ايالات متحده تا ورود به خدمت جنگنده‎هاي بزرگتر، دورپروازتر و باقابليت‏تر مدلهاي E و F در خدمت باقي خواهند ماند.

آشنايي با سوپر هورنت: F/A-18E/F Super Hornet

تفاوت سوپرهورنت با مدل معمولي

جنگندهء چندماموريتهء F/A-18E/F موسوم به «سوپرهورنت» در واقع مدلي ارتقاء يافته از جنگنده‏هاي مدل C و D مي باشد که پيشتر قابليت عمليات در شب به آنها افزوده شده بود. سوپرهورنت فرماندهي گروه عمليات رزمي هواپيماهاي ناونشين را فراهم خواهد آورد زيرا داراي برد پروازي بيشتر و قابليت حمل مهماتي است که توسط جنگنده هاي بازنشستهء A-6 حمل مي‏شود.
مدلهاي E و F (نسبت به مدلهاي قبلي) داراي 4.2 فوت درازاي بيشتر، 25% مساحت بال بيشتر و قابليت حمل 33%  بيشتر سوخت در مخازن داخلي هستند که اين سوخت اضافه تا 41% برد عملياتي و تا 50% استقامت پروازي آنها را افزايش مي‏دهد.

کابين بسيار پيشرفتهء سوپرهورنت

در سوپرهورنت همچنين دو جايگاه حمل مهمات باهم ادغام شده‎اند. اين به معني افزايش ميزان بارگذاري مهمات به دليل مخلوط کردن محل بارگذاري انواع جنگ افزارهاي هوا به هوا يا هوا به زمين مي‎باشد.
سوپرهورنت همچنين مي‎تواند انواع مختلفي از تسليحات به اصطلاح هوشمند را حمل کند. از جملهء اين مهمات مي‏توان به جديدترين بمبهاي هدايت شونده به وسيلهء ماهواره نظير JDAM و JSOW اشاره کرد.

سوپر هورنت مي تواند 17.750 پاوند (8032 کيلوگرم) مهمات را در 11 مقر خارجي حمل تسليحات بارگذاري نمايد. اين جنگنده داراي راداري مخصوص کار در همه نوع شرائط آب و هوايي است که داراي توانايي رهگيري اهداف هوايي و سيستمي جهت افزايش دقت در پرتاب بمبهاي عادي يا هدايت شونده است.
دو محل بارگذاري در نوک بالها، چهار مقر در زير بالها براي حمل سوخت يا مهمات هوا به زمين و دو مقر در زير بدنه و نزديک دماغهء هواپيما جهت نصب موشکهاي هوا به هواي اسپارو يا غلافهاي شناسايي و يک محل در مرکز بدنه براي حمل مخازن سوخت يا تسليحات هوا به زمين است. ضمن اينکه يک مسلسل 20 ميلي متري از نوع M61 A1 Vulcan در نوک هواپيما تعبيه شده است.
ميزان حمل بارگذاري در سوپرهورنت به ميزان 9000 پاوند افزايش يافته است و قدرت موتور آن نيز از كشش 36000 پاوند به 44000 پاوند افزايش يافته است. در اين جنگنده از دو موتور پرقدرت توربوفن ساخت جنرال الكتريك به نام F414 استفاده شده است.
اگرچه در مدلهاي جديدتر ساخته شدهء C و D به ميزان كمي از تكنولوژي مدرن استفاده شده است، ولي در مدلهاي E و F از ابتدا و به طور گسترده از تكنولوژي‏هاي نوين استفاده شده و توان دفاعي آن نيز افزايش قابل توجهي يافته است.
سيستم پيشرفتهء جستجوگر مادون قرمز ساخت هيوز (ATFLIR)، سيستم اصلي هدفيابي جنگنده‏هاي E و F به شمار مي‏رود. اين سيستم همچنين قرار است در مدلهاي قبلي F/A-18 نيز نصب شود. غلاف ساخت هيوز، داراي جهت‏ياب و هدف‏ياب مادون قرمز بسيار دقيق اهداف مي‏باشد و از تكنولوژي نسل سوم اين نوع غلافها در آن استفاده شده است (MWIR) كه در ميان هواپيماهاي موجود، تكنولوژي بسيار برجسته‏اي به شمار مي‏رود.
ATFLIR مخفف The Hughes Advanced Targeting Forward-Looking Infra-Red
MWIR مخفف mid-wave infrared

اكنون پروژهء ارتقاء مدلهاي يك نفرهء C و دو نفرهء D آغاز شده است. اگرچه تا حد زيادي ظاهر مدلهاي C و D به هم شبيه است، ولي خروجي طرح ارتقاء، شامل دو گونهء مختلف از F-18 خواهد بود كه عمدهء تمركز برنامهء ارتقاء، بر روي قابليت عمليات در شب خواهد بود.
زماني، F-18B تنها جنگنده‏اي آموزشي بود ولي در جنگندهء F-18D، كابين عقب، مملو از نمايشگرهاي رنگي چندمنظوره و كليدهاي رهاسازي سلاح و كنترل آنها مي‏باشد كه اين امر به F-18، قابليت فرماندهي، پيشتازي عمليات و هدايت ساير جنگنده‏ها را جهت هدف‏يابي و نابودسازي اهداف، مي‏دهد.

توليد مدلهاي C و D در اواخر دههء 1990 پايان يافت و به جاي آنها F/A-18E و F/A-18F (سوپرهورنت) در خط توليد قرار گرفته است. مدلهاي كنوني A و B قرار است تا پايان سال 2015 و مدلهاي C و D تا پايان سال 2020 در خدمت باقي خواهند ماند. F-18 امروزه، انبوهي از مشتريان خارجي را براي خريد در پيش رو مي‏بيند.

تاريخچه اولين پرواز
F-18A به تاريخ 18 نوامبر 1978
F-18C به تاريخ 3 سپتامبر 1986
F-18D به تاريخ 6 مي 1988

ورود به خدمت
F-18A به تاريخ 7 ژانويه 1983
F-18D به تاريخ نوامبر 1989

خدمه
F/A-18 A/C = يك نفر
F-18D = دو نفر، يك خلبان و يك افسر تسليحات

قيمت
35 ميليون دلار (سال 2003) براي مدل F/A-18E

ابعاد
طول: 56 فوت = 17.07 متر
فاصلهء دو سر بالها: 37.50 فوت = 11.43 متر
ارتفاع: 15.25 فوت = 4.66 متر
سطح بالها: 400 فوت مربع = 37.16 متر مربع

اوزان
وزن خالي: 23.050 پاوند = 10.455 كيلوگرم
وزن عادي براي برخاستن:
36.710 پاوند = 16.650 كيلوگرم (جهت ماموريت نبرد هوايي)
49.225 پاوند = 22.330 كيلوگرم (جهت عمليات تهاجمي زميني)

حداكثر وزن قابل برخاستن: 56000 پاوند = 25.400 كيلوگرم

حجم مخازن سوخت
مخزن داخلي: 10.860 پاوند = 4.925 كيلوگرم
مخزن خارجي: 6.730 پاوند = 3.055 كيلوگرم
حداكثر وزن قابل بارگذاري: 15.500 پاوند = 7030 كيلوگرم

پيشرانه
دو موتور توربوفن ساخت جنرال الكتريك از نوع F404-400 با قابليت پس‏سوز
كشش هر موتور: 32000 پاوند = 142.400 نيوتن با استفاده از پس‏سوز

عملكرد
حداكثر سرعت: 1190 مايل بر ساعت = 1915 كيلومتر بر ساعت در ارتفاع 40000 فوتي (12190 متري) = 1.8 ماخ
نرخ اوج‏گيري: 45000 فوت در دقيقه = 13715 متر بر دقيقه
سقف پرواز خدمتي: 50000 فوت = 15240 متر

برد پروازي
در حالت شكاري (fighter mission) = 800 ناتيكال مايل = 1480 كيلومتر (رفت و برگشت)
در حالت تهاجمي (attack mission) = 1150 ناتيكال مايل = 2130 كيلومتر (رفت و برگشت)
برد عبوري: 1800 ناتيكال مايل = 3335 كيلومتر (با سه مخزن سوخت خارجي)

حد تحمل شتاب ثقل: نامعلوم (بنا بر گزارشي حدود 7.5 برابر g)

تسليحات
مسلسل 20 ميلي متري M61A1 Vulcan با 570 تير فشنگ
7 جايگاه حمل بار در زير بدنه و بالها و دو جايگاه در نوك بالها

تسليحات هوا به هوا
موشك ميان برد AIM-7 (اسپارو)
موشك كوتاه برد حرارت ياب AIM-9 (سايدوايندر)
موشك ميان برد AIM-120 (آمرام)
موشك كوتاه برد AIM-132 (آسرام)

تسليحات هوا به سطح
AGM-45 Shrike (شرايك)
AGM-62 Walleye (وال‏‎آي)
AGM-65 Maverick (ماوريك)
AGM-84 Harpoon (ضدكشتي)
AGM-84 SLAM
AGM-84 SLAM-ER
AGM-88 HARM (ضد رادار)
AGM-123 Skipper
AGM-154 JSOW

بمب
GBU-10/12/24 Paveway  (هدايت ليزري)
GBU-15 EO-guided (هدايت الكترواپتيكالي)
GBU-29/30/31/32/35 JDAM (هدايت شونده توسط ماهواره)
بمبهاي هسته‎‏اي B-57 و B-61 (استحكام‏شكن)
Mk 82/83/84 GP
Mk 20 Rockeye
BLU-107 Durandal
CBU-59 (بمب خوشه‏اي)

ساير موارد
غلافهاي اغتشاش‏گر الكترونيكي (ECM pod)
غلافهاي راكت انداز

انواع توليد شده
YF-17 Cobra
جنگندهء توليد شده در طرح مناقصهء ساخت «جنگندهء سبك» براي نيروي هوايي ايالات متحده؛ اگرچه هيچگاه انتخاب نشد ولي نيروي دريايي از طرح آن براي توليد F/A-18 Hornet استفاده كرد.

F/A-18A
اولين مدل توليد شده به تعداد 371 فروند.

AF-18A
نوع يك نفره‏اي كه توسط نيروي هوايي كانادا خريداري شد. اين مدل بر اساس F-18A ساخته شد ولي اكنون همگي به سطح مدل F-18C ارتقاء يافته‏اند و قرار است تا سال 2011 در خدمت باقي بمانند. تعداد توليد شده: 57 فروند

ATF-18A
نوع دو نفرهء آموزشي جهت نيروي هوايي استراليا كه بسيار شبيه به مدل F-18B مي‏باشد. تعداد توليد شده: 18 فروند

CF-18A / CF-188A
نوع يك نفره‏اي كه توسط نيروي هوايي كانادا خريداري شد و بر اساس F-18A ساخته شده است با اين تفاوت كه داراي سيستم شناسايي اهداف در شب مي‏باشد كه در مدل A وجود ندارد. همچنين داراي سيستم ILS (سيستم فرود ايمن) و توانايي حمل غلافهاي راكت‏انداز LAU-5003 مي‏باشد. كانادا قصد دارد اين جنگنده‏ها را تا سال 2017 عملياتي نگه دارد. تعداد توليد شده: 98 فروند

EF-18A / C-15
نوع يك نفره‏اي كه توسط نيروي هوايي اسپانيا خريداري شد و بر اساس F-18A ساخته شده است، اما همگي تا سطح استاندارد نزديك به مدل F-18C ارتقاء يافته‏اند. تعداد توليد شده: 60 فروند

RF-18A
نوع شناسايي كه به تعداد بسيار اندك ساخته شده است و براي امور تحقيقاتي در اختيار نيروي دريايي و سازمان ناسا قرار دارد.

F/A-18B / TF/A-18A
نوع دو سرنشينهء آموزشي، توليد شده به تعداد 40 فروند

CF-18B / CF-188B
نوع دو سرنشينهء آموزشي براي كانادا، توليد شده به تعداد 40 فروند

EF-18B / CE-15
نوع دو سرنشينهء آموزشي براي اسپانيا، توليد شده به تعداد 12 فروند

F/A-18C
نوع ارتقاء يافتهء مدل تك سرنشينه كه قابليت پرتاب موشك هوا به هواي AIM-120 (آمرام) و موشك هوا به زمين AGM-65 (ماوريك) به آن افزوده شده است. همچنين سيستم‏هاي الكترونيك آن ارتقاء يافته، نوع جديدي از صندلي پرتاب شونده بر رويش نصب شده و باريكه‏هاي كوچكي به لبه‎هاي حملهء بالها جهت كاهش اثرات نوسانات پروازي و افزايش ميزان زاويهء حمله، بدان افزوده شده است. تعداد توليد شده: 355 فروند

KF-18C
نوع تك سرنشينه‏اي كه به كويت فروخته شده و براساس F-18C ساخته شده است. تعداد توليد شده: 32 فروند

KAF-18D
نوع دوسرنشينهء آموزشي مخصوص كويت. توليد شده به تعداد 8 فروند

F/A-18D
نوع دو سرنشينه مخصوص عمليات در شب، جهت سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده، شامل سيستم‏هاي الكترونيكي ارتقاء يافتهء مشابه مدل C.

F/A-18E/F
مهمترين مدل ارتقاء يافته از جنگندهء F-18 موسوم به «[b]سوپر هورنت[/b]» با بدنه‏اي كشيده‏تر و بالهاي بزرگتر.

Hornet 2000
مدل جديدي كه توسط شركت مك‏دانل‏داگلاس پيشنهاد داده شده است با بال و دم بزرگتر، بدنهء كشيده‏تر، موتورهاي جديدتر، كابين ديجيتالي بسيار پيشرفته‏تر، كه احتمالن جايگزين مدلهاي E و F خواهد شد.

—————————————————————————————————————
سابقهء عملياتهاي انجام شده
* ليبي – عمليات ال دورادو كانيون – اجرا شده توسط نيروي دريايي ايالات متحده – به سال 1986 (Operation El Dorado Canyon)
* عراق – عمليات طوفان صحرا – اجرا شده توسط كانادا، نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به سال 1991 (Operation Desert Storm)
* عراق – سلسله عمليات مراقبت هوايي در منطقهء‌ جنوبي پرواز ممنوع بين سالهاي 1991 تا 2003 – اجرا شده توسط نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده (Operation Southern Watch)

* بوسني و هرزگوين – اجرا شده توسط اسپانيا، كانادا، نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به سال 1995 (Operation Deliberate Force)

* عراق – عمليات روباه صحرا – اجرا شده توسط نيروي دريايي ايالات متحده به سال 1998 (Operation Desert Fox)

* كوزوو – عمليات نيروهاي متفقين – اجرا شده توسط اسپانيا، كانادا و نيروي دريايي ايالات متحده به سال 1999 (Operation Allied Force)

* افغانستان – عمليات آزادسازي افغانستان – اجرا شده توسط نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به سال 2001 تاكنون (Operation Enduring Freedom)

* عراق – عمليات آزادسازي عراق – اجرا شده توسط استراليا، نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به سال 2003 تاكنون (Operation Iraqi Freedom)

كاربران هورنت
استراليا، كانادا، فنلاند، كويت، مالزي، اسپانيا، سوئيس، سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده (US Marine Corps)، نيروي دريايي ايالات متحده (US Navy) و سازمان ناسا.

پايان كار گربهء افسانه‏اي گرومن:
جايگزيني سوپرهورنت به جاي بهترين رهگير جهان
با تفاصيلي كه در مورد قابليتهاي عالي F/A-18E/F گفته شد، اين جنگنده ثابت كرده است كه مي‏تواند به طور گسترده در نيروي دريايي ايالات متحده به خدمت گرفته شود. از اين رو قرار است با ورود به خدمت 548 فروند سوپرهورنت، جنگنده‏هاي F/A-18A و F-14D حداكثر تا پايان سال 2010 همگي از ردهء خدمت خارج مي‎شوند. قرار است در هر ناو هواپيمابر، 12 فروند F/A-18E و 14 فروند F/A-18F به كار گرفته شوند. چهار يا پنج فروند از اين جنگنده‏ها، به عنوان سوخت‏رسان عمل خواهند كرد.
علاوه بر اينها، مدل دوسرنشينهء EA-18G Growler (گراولر) به عنوان هواپيماي جنگ الكترونيك، جايگزين هواپيماهاي قديمي EA-6B Prowler خواهند شد. در هر ناو هواپيمابر يك دستهء 6 فروندي از EA-18 ها به خدمت گرفته خواهند شد.

هرچند نيروي دريايي تمايل دارد دسته‏اي 1000 فروندي از سوپرهورنت‏ها را تا سال 2030 به خدمت گيرد، ولي برنامه‏‎هاي جديدي چون جنگندهء F-35 نيز در حال اجرا هستند و ممكن است زودتر از اين زمان، عمر سوپرهورنت‏ها تمام شود.
امروزه مشتريان بسياري براي جنگنده‏هاي F/A-18E/F پيدا شده‏اند، از جمله سنگاپور و مالزي كه تمايل زيادي براي به خدمت‏گيري نوع صادراتي سوپرهورنت اعلام كرده‏اند.
سوپرهورنت اگرچه جنگنده‏اي فوق‏العاده بر عليه اهداف زميني و دريايي است ولي نسبت به F-14D توانايي بسيار اندكي در رهگيري دوربرد هواپيماها و موشكهاي كروز دشمن دارد و اين بزرگترين نقطهء ضعفي است كه با از رده خارج كردن تامكتها، ناوهاي هواپيمابر را مورد تهديد موشكهاي كروز و دوربرد بمب‏افكن‏هاي دورپرواز دشمن نظير Tu-95 و Tu-160 قرار خواهد داد.

نوشته شده در هواپيما | بیان دیدگاه »

هواپیما در جنگ جهانی اول

نوشته‌شده به دست omid در ژوئیه 19, 2007

وقتی برادران رایت در روز 17 دسامبر 1903 در کیتی هاوک واقع در کارولینای شمالی آمریکا، نخستین پرواز با هواپیمای موتور دار را انجام دادند، هیچکس تصور آنرا نمی کرد که این وسیله نوظهور و تا حدی ظریف و شکننده تبدیل به ابزاری مهلک و یکی از سلاح های مهم در ارتش های جهان گردد.
8 سال پس از پرواز برادران رایت، ایتالیایی ها اولین کشوری بودند که از هواپیما برای مقاصد جنگی سود بردند. 23 اکتبر 1911 یک خلیان ایتالیایی به نام کاپیتان پیزا در جریان جنگ ایتالیا و عثمانی، حین یک پرواز برفراز مواضع نیروهای عثمانی واقع در طرابلس لیبی، چند بمب دستی کوچک پرتاب کرد. عثمانی ها ادعا کردند این بمب به یک بیمارستان اصابت کرده و ایتالیایی ها را متهم به جنایت کردند اما این موضوعی نبود که توجه سران و فرماندهان نظامی کشورهای اروپایی را جلب کند. آنها به موضوعی مهم تر پی بردند و آن امکان استفاده از هواپیما در ارتش و بهره برداری از آن بعنوان یک وسیله اکتشافی بود.

با این اوصاف صنعت هواپیمایی صنعتی جوان بود، هواپیما ها به صورتی ابتدایی ساخته می شدند اسکلت بدنه و بالها از چوب بود که روکشی پارچه ای بر آن کشیده می شد. بعضی از مدلهای دو نفره حداکثر توانایی حمل یک دوربین عکاسی را داشتند و هیچ محلی برای حمل اسلحه پیش بینی نشده بود. در رده های بالای فرماندهی ارتش های اروپا نیز بر سر نوع و چگونگی استفاده از هواپیما برای مقاصد نظامی اختلاف نظر بود.
دلیل عمده مخالفان وجود اسب در یگان های سواره نظام بود که سروصدای موتور هواپیما باعث ترسیدن و رمیدن اسب ها می گردد. و موافقان آن معتقد بودند که هواپیما برخلاف بالن های شناسایی، توانایی تحت پوشش قرار دادن مناطق بیشتری از جبهه های نبرد احتمالی را دارا خواهد بود. فراموش نکنیم که آن زمان اروپا جوی ملتهب داشت و هر آینه احتمال وقوع جنگ می رفت. سرانجام کفه ترازو به نفع موافقان هواپیما سنگینی کرد و در ارتش های اروپایی یگان جدیدی برای تجهیز شدن به هواپیما تشکیل شد. هر چند که یگانی مستقل نبود و به عنوان زیر مجموعه نیروی زمینی و نیروی دریایی هر ارتش به شمار می رفت؛ انگلیسی ها آنرا سپاه سلطنتی پرواز، فرانسوی ها سپاه هوایی و آلمان ها به آن هواپیمایی ارتش نام نهادند.
روزهای آغازین
وقتی در روز 28 ژوییه 1914 با اعلان جنگ امپراتوری اتریش – مجارستان به صربستان، جنگ جهانی اول آغاز شد (که در فرصتی دیگر به دلایل شروع آن خواهیم پرداخت)، آلمان با دارا بودن 280 فروند هواپیما قدرت اول اروپا به شمار می رفت، پس از آن فرانسه و انگلیس قرار داشتند. در ماه های اول جنگ سه وظیفه برای هواپیما تعریف شده بود :

1. شناسایی و دیده بانی نقل و انتقالات نیروهای دشمن
2. شناسایی نقاط حساس و مهم مواضع دشمن
3. تنظیم و تصحیح آتش توپخانه خودی

هواپیماهای شناسایی یا اکتشافی معمولا دو نفره بودند که خلبان وظیفه هدایت هواپیما و دیده بان وظیفه شناسایی را بر عهده داشتند. در هواپیماهای اکتشافی وجود دوربین عکاسی ضرورت داشت اما وجود اسلحه چندان ضروری به نظر نمی رسید، چون یگان های پیاده نظام وظیفه جنگیدن را بر عهده داشتند و در سنگرها مشغول نبرد بودند.
تا مدتها خلبان ها بر اساس یک همیت حرفه ای سعی داشتند از صدمه زدن به همکاران خلبان خود پرهیز کنند. حتی اگر این همکار، خلبانی هواپیمای دشمن را بر عهده داشته باشد. اما سرانجام یک خلبان به این رسم حرفه ای پشت پا زد و با تپانچه ای که همراه داشت به سمت هواپیمای دشمن شلیک کرد …
از آن پس بود که دیده بان ها به تپانچه و تفنگ مسلح شدند اما با وجود این امکان هدف گیری دقیق و رساندن آسیب جدی به هواپیمای دشمن مقدور نبود. در مرحله بعد مسلسل های جدیدی که برای حمل توسط هواپیما ساخته شده بود وارد کارزار شدند اما هواپیما ها آنقدر قدرتمند و محکم نبودند که بتوانند این بار اضافی را حمل کنند. پس در مرحله بعد موتور و بدنه هواپیما ها نیز قوی تر و محکم تر ساخته شدند. حال مشکل بعدی محل نصب و چگونگی نشانه روی آن توسط خلبان یا دیده بان بود.

ابتدا پایه مسلسل را روی بال هواپیما نصب کردند که توسط خلبان شلیک می شد. اما خلبان تسلط کافی بر آن نداشت و هدفگیری با آن مشکل بود. سازندگان هواپیما در آن زمان معتقد بودند که خلبان باید بتواند به راحتی بر سلاح هواپیمای خود تسلط داشته باشد و مستقیما شلیک کند. به عبارت دیگر خلبان باید بتواند هواپیمای خود را در مسیر هواپیمای دشمن قرار داده و شلیک کند. اما با ملخ موتور هواپیما چه باید کرد؟
یک خلبان فرانسوی به نام رولان گارو دست به ابتکار جالبی زد. او به این نتیجه رسیده بود که اگر بخواهد مسلسل هواپیمایش را در جلوی هواپیما و پشت ملخ موتور نصب کند حدود 7 درصد از گلوله هایی که شلیک می کند به ملخ هواپیما برخورد خواهند کرد. او برای اجتناب از برخورد گلوله با ملخ، ملخ موتور هواپیمایش را مجهز به سپرهای فلزی سه گوشی کرد که گلوله پس از برخورد به سپرها از مسیر منحرف شده و کمانه کنند. به این ترتیب به خود ملخ آسیبی نمی رسید.
او با این وسیله ابداعی که بر روی هواپیمای یک باله موران سولینه خود نصب کرده بود در اوایل آوریل 1915 وارد عرصه کارزار شد و در مدت اندکی موفق شد 5 هواپیمای آلمانی را سرنگون کند.

رولان گارو اولین تکخال تاریخ هوانوردی بود.

در آن ایام تکخال به کسی اتلاق می شد که کاری خارق العاده انجام دهد. نظیر پیروزی در مسابقات دوچرخه سواری تور دو فرانس . اما از جنگ جهانی اول به بعد کلمه تکخال مفهومی تازه پیدا کرد و تکخال پرنده به کسی گفته می شد که 5 هواپیمای دشمن را سرنگون کرده باشد.

انتقام فوکرها
رولان گارو و هواپیمایش سردرگمی و دلسردی عجیبی میان خلبانان و دیده بانهای آلمانی پدید آورد. آنها شاهد پیروزیهای او بودند و می گفتند گویی از لابلای ملخهای هواپیمایش شلیک می کند. اما مگر چنین چیزی ممکن است؟
ممکن یا غیر ممکن گلوله های مسلسل گارو هدف خود را از لابلای ملخها پیدا می کردند و خلبان های آلمانی مراقب بودند که به منطقه پروازی گارو وارد نشوند. هفته ها گارو یکه تاز آسمانهای جبهه های نبرد در فرانسه بود. تا اینکه روز نوزدهم آوریل 1915 بخاطر نقص فنی، رولان گارو مجبور به فرود اضطراری در پشت خطوط آلمانها شد.
خلبانهای طرفین درگیر نبرد دستور داشتند تا به محض فرود در خاک دشمن، هواپیمای خود را آتش بزنند تا به دست دشمن نیافتد. آتش زدن هواپیمای گارو نیز اهمیت ویژه ای داشت. چون در صورت سالم ماندن هواپیما، آلمانها به اسرار سپر پشت ملخ پی می بردند و آنها نیز از این ابتکار سود می بردند… اما گویی مقدر نبود که هواپیما آتش بگیرد، بدنه پارچه ای هواپیما بخاطر باران خیس بود و آتش گرفتنش غیر ممکن. رولان گارو و هواپیمایش سالم به دست آلمانها افتادند. و هواپیمای موران سولنیه او تحت مراقبت شدید به برلین فرستاده شد تا مورد بررسی قرار گیرد.
فرماندهان عالی ارتش آلمان از آنتونی فوکر(1939-1890) طراح هلندی هواپیما که در خدمت ارتش امپراتوری آلمان بود، خواستند تا هواپیمای گارو و سیستم سپر پشت ملخ را مورد مطالعه قرار دهد. آنها از فوکر خواستند تا اگر امکان دارد مکانیزمی مشابه هواپیمای گارو برای هواپیمایی ارتش آلمان بسازد. اما فوکر که ذهنی خلاق و مبتکر داشت معتقد بود که در سیستم گارو، دیر یا زود بر اثر ضربات گلوله های مسلسل، ملخ هواپیما خواهد شکست. پس باید راه حل دیگری پیدا کرد. او طی محاسباتش به این نتیجه رسید که دو پره ملخ هواپیما در مدت یک دقیقه 2400 بار از مقابل لوله مسلسل عبور می کنند. پس اگر به طریقی بتوان مسلسل را تنها موقعی به کار انداخت که ملخ هواپیما در سر راه آن واقع نشده باشد به نتیجه مطلوب خواهد رسید.
آنتونی فوکر و همکارش هاینریش لوبه روی مکانیزمی کار می کردند که بر اساس آن بتوان مسلسل را به هنگامی که ملخ هواپیما روبروی آن قرار گرفته است، از شلیک باز داشت. فقط کافی بود زمانهایی که پره های ملخ از مقابل لوله مسلسل عبور می کند، ماشه مسلسل چکانده نشود. بنابر این در تمام مدتی که مسلسل شلیک می کند ملخ در سر راه آن قرار نمی گیرد. دستگاه قطع کننده شلیک مسلسل ظرف 48 ساعت ساخته و آماده کار شد.
سپس فوکر آنرا با موفقیت روی یکی از هواپیماهای یک باله ای که طراحی و ساخته بود آزمایش کرد. هواپیماهای یک نفره، یک باله فوکر در مدتی کمتر از یک ماه به این مکانیزم مجهز شدند و در آسمان به شکار هواپیماهای انگلیسی و فرانسوی پرداختند.

اولین پیروزی تایید شده با این سیستم نوظهور متعلق به ماکس ایملمن (1916-1890)، خلبان آلمانی بود که در تاریخ اول آگوست 1915 هنگامی که با یک فروند هواپیمای فوکر یک باله پرواز می کرد موفق شد یک هواپیمای انگلیسی از نوع B.E.2c دو نفره را سرنگون کند.
مطبوعات انگلیسی این دوره یعنی شروع یکه تازی فوکرهای آلمانی در تابستان 1915 را “انتقام فوکر” نامیدند که این واژه در تاریخ نگاری جنگ جهانی اول به عنوان یک لغت کلیدی شناخته شده است. دورانی که خلبانهای دو طرف با مشاهده یکدیگر برای هم دست تکان می دادند تمام شد. اکنون نبرد سختی میان نیروهای هوایی دو طرف در جریان بود و تعداد هواپیماهای شناسایی و بمب افکن، روزبه روز بیشتر می گشت.
هواپیماهای یک نفره مسلح به مسلسل که هواپیمای پیشاهنگ (جنگده های امروزی) نامیده می شدند، برای محافظت از هواپیماهای شناسایی و بمب افکن خودی و سرنگون کردن هواپیماهای شناسایی و یا بمب افکن دشمن به پرواز درمی آمدند. پرواز با این نوع هواپیماها به مهارت و شهامت زیادی احتیاج داشت و بهترین خلبانانی که با این نوع پرواز می کردند به عنوان تکخالهای پرنده جنگ جهانی اول شناخته شده و به شهرت رسیدند.

قبل از اینکه به ماجراهای نبردهای هوایی و تکخال های هوایی در جنگ جهانی اول بپردازیم، ذکر این نکته لازم است که چگونه تشخیص هواپیماهای خودی از هواپیمای دشمن میسر گشت؟
در ابتدا تقریبا همه هواپیماها شبیه یکدیگر بودند و هیچ علامتی هم برای مشخص شدن ملیت هواپیما بر روی آنها موجود نبود. به همین خاطر اغلب هواپیما ها هدف توپخانه و مسلسل های ضد هوایی خودی قرار می گرفتند بخصوص که نیروهای زمینی عادت کرده بودند برای جلوگیری از خطرات احتمالی بمحض مشاهده هواپیما (چه خودی و چه دشمن) بدون آنکه وقت خود را صرف شناسایی آن کنند، آنرا هدف قرار دهند. همچنین بارها اتفاق افتاد که خلبانان خودی با یکدیگر درگیر می شدند.
برای همین، فرانسوی ها در ابتدا به فکر حل این مشکل افتادند. پس از بررسی راه حل را رسم سه دایره تو در تو به رنگهای پرچم فرانسه (سرخ، سفید، آبی) روی قسمت رویی و زیری بالهای هواپیما دانستند بطوریکه دایره بیرونی سرخ، دایره وسطی سفید و دایره بیرونی آبی رنگ بود. به این ترتیب نیروهای زمینی فرانسوی قادر به شناسایی هواپیماهای خودی شده و از تیراندازی به سوی آنها خودداری می کردند. همچنین خلبانان فرانسوی نیز از درگیری با یکدیگر اجتناب می ورزیدند.
چون از این کار نتیجه خوبی گرفته شد، آلمانها نیز یک صلیب سیاه رنگ روی بدنه، سکان عمودی و زیر و روی بالهای هواپیماهای خود رسم کردند. واحد های هوایی اتریش- مجارستان نیز از همان صلیب آلمانها استفاده کردند.
انگلیسیها نیز تصمیم به این کار گرفتند و پرچم انگلیس را روی بدنه هواپیما کشیده و دو دایره تو در تو به رنگ سرخ و سفید روی بالها رسم کردند. ولی پس از مدت کوتاهی این علامت ها را عوض کرده و مانند فرانسوی ها سه دایره تو در تو با همان رنگ های سرخ و سفید و آبی را روی بدنه و بالهای هواپیماهای خود نصب کردند با این تفاوت که دایره بیرونی به رنگ آبی و دایره درونی به رنگ سرخ بود.
دیگر کشورهای درگیر جنگ نیز با استفاده از رنگهای پرچم خود علامت هایی شبیه به علامت های بالا به وجود آورده و روی بدنه و بالهای هواپیماهای خود نصب نمودند.

در حال حاضر برخی کشورها هنوز هم ازهمان علامتهای دوران جنگ جهانی اول استفاده می کنند مانند فرانسه و بلژیک اما علایم نیروی هوایی بسیاری از کشورها نظیر آمریکا و انگلیس طی سالها دستخوش تغییرات گشت و علایم نیروی هوایی برخی دیگر از کشورها مانند آلمان و ایتالیا در سالهای بعد از جنگ جهانی اول پس از تغییراتی، مجددا به همان صورت اولیه مورد استفاده قرار گرفته است.

در جدول موجود در این فایل Insignia_WWI.pdf آرم و علایم مورد استفاده در نیروهای هوایی چند کشور درگیر جنگ را ملاحظه خواهید کرد. همچنین به چند نمونه از هواپیماهای معروف جنگ جهانی اول و علایم آنها توجه نمایید.


 

پرواز برادران رایت

رولان گارو اولین تکخال تاریخ

هواپیمایی که رولان گارو روی آن مسلسل نصب کرد

مکانیسم ابداعی رولان گارو

Fokker EIII

آنتونی فوکر

آنتونی فوکر در حال آزمایش سیستم سنکرون کننده شلیک گلوله با حرکت ملخ هواپیما

سیستم شلیک گلوله فوکر

Bristol Scout C 1250 متعلق به نیروی هوایی انگلیس ، 1915

Sopwith Camel متعلق به اسکادران 28 نیروی هوایی انگلیس 1917

Fokekr DVII متعلق به یاستا (واحد شکاری) 16، نیروی هوایی آلمان ، 1918

نوشته شده در هواپيما | بیان دیدگاه »

مقایسه M16-A2 , AK-47 و G3-A3

نوشته‌شده به دست omid در ژوئیه 19, 2007

مقایسه M16-A2 , AK-47 و G3-A3

در این پست شما را میخواهیم از برتری سه اسلحه ام۱۶ وکلاشنیکف و ژ۳ اگاه کنیم همه این موارد با تایید یکی از سرداران با تجربه سپاه پاسداران می باشد.

۱-ارگونومی:سلاح ام۱۶ بدلیل کوتاه بودن نداشتن دوام و خوش دست نبودن و… فاقد ارگونومی لازم برای سرباز یا یک رنجر می باشد در کنفرانسی میخاییل کلاشنیکف(طراح اسلحه کلاشنیکف) اعلام کرد در عراق و افغانستان سربازان امریکایی ترجبح میدهند بجای ایتفاده از اسلحه سازمانی این کشور موسوم به ام۱۶ از کلاشنیکف استفاده کنند. اما سلاح کلاشنیکف با دارا بودن خوش دستی توانسته برتری خود را نسبت به ام۱۶ ثابت کند ولی اسلحه ژ۳ بدلیل طول مناسب سلاح و خوش دستی از همه جهات و .. مناسبترین اسلحه برای هر نوع جنگی هست.

۲-قدرت کشندگی سلاح:در سلاح ام۱۶ کالیبر غیر کشنده ۵۶/۵ در۴۵ استفاده می کند علت آن هم این هست که سران ارتش امریکا فکر می کنند زخمی کردن سرباز دشمن روحیه دشمن را ضعیف میکند که نظر بسیار احمقانه ای هست . اما در سلاح کلاشنیکف که از کالیبر کشنده ۶۲/۷ در ۳۹ استفاده می کند می تواند در برخی موارد غیر کشنده عمل کند ولی در سلاح ژ۳ که در آن از کالیبر بسیار کشنده ۶۲/۷ در ۵۱ استفاده شده میتواند یک رنجر و ۳۰ نفر رنجر دیگر پشت سر آن را بکشد و پس از گذشتن از هر رنجر شعاعی به اندازه یک متر در محل گذشت مرمی ایجاد کند.علت استفاده ارتش ایران از این سلاح بدلیل این هست که سردمداران ارتش معتقدند اگر سلاح بکشد هم در روحیه سربازان هم در روحیه کشور مهاجم تاثیر می گذارد و در مورد کفن و دفن کشور مهاجم را با مشکل مالی روبرو خواهد کرد با اینکه در صحنه های نبرد بدن فرد کشته شده پس از دقایقی شروع به گندیدن می کند ۴ سرباز مجبور می شوند او را از صحنه نبرد دور کنند به همین دلیل عاقلانه تریت تصمیم برای سردمداران ارتش ایران می باشد. با نصب دوربین روی سلاح ژ۳ می توان از آن به عنوان یک تک تیر انداز قوی استفاده کرد.

۳-لگد سلاح:در سلاح ام۱۶ بدلیل سبکی و طراحی بد لگد سلاح به طور کاملا چشمگیری افزایش یافته (سبکی سلاح طبق قانون نیوتن لگد ساح را افزایش میدهد)اما در سلاح کلاشنیکف به خاطر استفاده از پیچیده ترین معادلات ریاضی در طراحی این سلاح لگد این سلاح به طور باور نکردنی کاش یافتهاست. ولی در سلاح ژ۳ با وجود معادلات ریاضی و سنگینی سلاح(۱۰۰/۴) و استفاده از مهمات بزرگتر بین سلاح ام۱۶ و کلاشنیکف قرار می گیرد .

۴-مقاومت سلاح در مقابل نظافت نشدن:پس از طراحی سلاح ام۱۶ برای اولین بار توسط یوجبن استونر اعلام شد که وی این سلاح را مقاوم ترین سلاح در مقابل هر گونه ورود مواد ناخواسته به سلاح مقاوم است اما در جنگ ویتنام مشخص شد که این دروغی بزرگ بوده زیرا با نشسنت غبار موجود در هوا بر روی این سلاح این سلاح توان کار کردن را از دست می دهد. اما در سلاح کلاشنیکف چنین چیزی صحت ندارد . و این سلاح در مقابل گرد و غبار نا چیز مقاوم است ولی در سلاح ژ۳ بدلیل طراحی عالی و به اصطلاح نظامی سگ جون هست و میتواند در محیط های گلی و قیری به خوبی عمل کند.

۵-نشانه گیری: در ام۱۶ بدلیل لگد زیاد سلاح سرباز نمی تواند بر هدف خود مسلط شود و بدلیل فاصله داشتن بیش از حد مگسک اسلحه با لوله در نزدیکترین فاصله هم شخص تیر انداز مجبور است با نواختن ۳ گلوله قلق گیری کند در سلاح کلاشنیکف این فاصله به ۵۰ متر افزایش دارد ولی در سلاح ژ۳ فاصله قلق گیری به بیش از ۲۵۰ متر می رسد.

۶-قدرت آتش: در سلاح ام۱۶ به خاطر استفاده از مهمات کم و نبود فشار غیر مستقیم گاز باروت قدرت آتش آن بسیار کم شده اما در سلاح کلاشنیکف با وجود مهمات کم در آن از فشار غیر مستقیم گاز باروت استفاده شده که قدرت آتش آن را نسبت به ام۱۶ کمی افزایش می دهد ولی در سلاح ژ۳ علاوه بر استفاده ازمهمات زیاد که قدرت آتش را بالا می برد به بهترین شکل طراحی شده طوری که دیگر نیازی به فشار غیر مستقیم گاز باروت نیست.

۷-توانایی تولید انبوه: سلاح ام۱۶ علاوه بر بی کیفیتی بسیار گران است تنها یک قبضه از این سلاح بدون تجهیزات قیمتی معادل ۳۵۰۰ دلار دارد در صورتی که تولید انبوه این سلاح یک کشور را بد بخت می کند اما سلاح کلاشنیکف توانایی تولید انبوه را دارد و تنها یک قبضه از آن بدون تجهیزات ۳۵ دلار است اما سلاح ژ۳ که میتواند تولید بهبنه و خوب و انبوهی داشته باشد تنها یک قبضه از آن بدون تجهیزات معادل ۴۰ دلارهست در این متن منظور از تجهیزات سر نیزه – نارنجک انداز و نارنجک تفنگی و… می باشد که ام ۱۶ بسیاری از این تجهیزات مانند سر نبزه و نارنجک تفنگی و… را ندارد.

۸- نتیجه گیری:مشخص است ژ۳ بهترین و قویترین اسلحه انفرادی دنیا است زیرا این اسلحه ۴۰ سال در ایران و در سخت ترین شرایط امتحان خودشو به خوبی پس داده کلاش به نوبه خود اسلحه خوبی است ولی ژ۳ برای هر نوع جنگی کاربرد دارد ام۱۶ بی هدف طراحی شده فقط بدرد جنگ های شهری می خورد.

منبع: http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&p=3757#3757

نوشته شده در اسلحه | دیدگاه‌ها خاموش

تامكت هنوز در خدمت ايران

نوشته‌شده به دست omid در ژوئیه 16, 2007

Tomcat In Service with Iran

 

تامكت هنوز در خدمت ايران

F-14A موسوم به تامكت، تنها به يك مشتري خارجي فروخته شد و آن هم نيروي هوايي شاهنشاهي ايران بود كه با نام اختصاري IIAF شناخته مي‏شد.
IIAF مخفف Imperial Iranian Air Force

دولت شاهنشاهي ايران، كمكهاي نظامي فراواني را از ايالات متحده دريافت مي‏كرد. آن زمان قرار بود ايران به عنوان سد محكمي در برابر گسترش اتحاد شوروي به سمت جنوب و خليج‏فارس، عمل نمايد، ضمن اينکه به تدريج مقدمات عضويت در ناتو نيز براي ايران فراهم شود و بسياري از کارخانجات هواپيماسازي غرب به ايران انتقال يابند. همچنين درآمدهاي نفتي، اين امكان را به وجود آورده بود كه ايران، انبوهي از ادوات نظامي ساخت غرب را خريداري نمايد. اين ادوات شامل اقلام پيشرفته‏اي (نسبت به زمان خود) نظير هواپيماهاي F-5 در مدلهاي A و E ساخت نورثروپ، F-4 در مدلهاي D و E ساخت مك دانل‏داگلاس و P3-F اوريون (هواپيماي ضدكشتي و ضدزيردريايي)، به علاوه تعداد انبوهي از تانكهاي چيفتن و شيرايران (نوع بسيار پيشرفته‏اي از تانك چيفتن به سفارش ايران) بود كه از انگلستان خريداري شده بودند.
به تاريخ مي 1972، پرزيدنت ريچارد نيكسون (رئيس جمهور وقت ايالات متحده) ديداري از ايران به عمل آوردند. شاه در اين سفر، به نيكسون تذكر داد كه هواپيماهاي MiG-25 شوروي، به طور مرتب، حريم هوايي ايران را نقض مي‏كنند. شاه از نيكسون تقاضا كرد وسيله‏اي مناسب در اختيار ايران قرار دهد تا مانع پرواز اين هواپيماهاي متجاوز پرسرعت شوند.

 

نيكسون به شاه پيشنهاد كرد كه تنها دو انتخاب وجود دارد: جنگدهء F-14A Tomcat و F-15A Eagle.
به تاريخ آگوست 1973، شاه پس از پرواز با هردو جنگنده، هواپيماي F-14 را برگزيد و فروش اين هواپيماها، به تاريخ نوامبر 1973 توسط دولت ايالات متحده به ايران، مورد تاييد قرار گرفت. سفارش اوليهء براي 30 فروند تامكت، به تاريخ ژانويهء 1974 به امضاء رسيد، اما به دليل كيفيت بسيار خوب اين هواپيماها، در ماه ژوئن، تعداد 50 فروند ديگر نيز به سفارش اوليه اضافه شد. در همان زمان، بانك ملي ايران – كه يك بانك دولتي بود – 75 ميليون دلار به كارخانهء هواپيماسازي گرومن، وام داد تا اين كارخانه بتواند اندكي از وام 200 ميليون دلاري لغو شدهء گرومن را كه قرار بود از دولت ايالات متحده دريافت نمايد، جبران نمايد. اين وام، پشتوانهء خوبي براي كارخانهء گرومن بود تا بتواند 125 ميليون دلار باقيمانده را از بانكهاي آمريكايي، وام بگيرد، همچنين حداقل فرصتي بود تا برنامهء توليد F-14 ادامه پيدا كند.

 

تامكتهاي ايران، دقيقن همانند مدلهاي فروخته شده به نيروي دريايي ايالات متحده بودند و تنها تعداد اندكي از سيستم‏هاي آويونيك آنها، حذف شده بود. پايگاه اصلي تامكتهاي ايران، در اصفهان واقع شده بود. اولين خلبانان نيروي هوايي ايران، به تاريخ مي 1974 به آمريكا اعزام شدند و اندك زماني بعد، اولين خلبانان گرومن، به ايران رسيدند.
تامکتهاي ايران، جزو آخرين مدل توليداتي بودند که در خط توليد گرومن قرار گرفته بودند و بنابراين با موتور TF30-P414 به ايران تحويل داده شدند که بسيار ايمن تر از موتور P-412 اي بودند که مستعد خفگي در قسمت کمپرسور خود مي بودند.
اولين سري از تامکتها به تاريخ ژانويه 1976 وارد ايران شدند. تا تاريخ مي 1977 يعني زماني که جشنهاي باشکوه پنجاهمين سالگرد شاهنشاهي در ايران برگزار مي شد، تعداد 12 فروند تحويل شده بودند. در آن زمان، فاکس بت هاي شوروي، هنوز مشغول ايجاد مزاحمت به صورت پرواز بر فراز ايران بودند. بنابراين به دستور شاه، قرار شد جهت اخطار، آزمونهاي پرتاب موشک فونيکس انجام شود.

 

 به تاريخ آگوست 1977، IIAF يک فروند هواپيماي جاسوسي بي خلبان اتحاد شوروي از نوع BQM-34E را در ارتفاع بيش از 50000 فوتي با شليک موشک فونيکس منهدم نمود و با اين اخطار جدي، شوروي به تجاوز هواپيماهاي فاکس بت خود بر فراز آسمان ايران، پايان داد.

 

تامکتهاي IIAF در نيروي دريايي ايالات متحده با شماره سريالهايي از 160299 تا 160378 شماره گذاري شده بودند و در IIAF نيز شماره هاي 863 – 3 تا 892 – 3 و 6001 – 3 تا 6050 – 3 براي آنها تعيين شد.
آخرين و 79 امين تامکتي که به ايران تحويل شد به سال 1978 (1356) به ايران تحويل داده شد. 80 امين تامکت به شماره سريال 170378 به واسطهء وقوع انقلاب در ايالات متحده باقي ماند و از آن هواپيما اکنون جهت آزمونهاي پروازي استفاده مي شود.
ايران همچنين تعداد 714 فروند موشک فونيکس را سفارش داده بود، اما تا زمان وقوع انقلاب، تنها 284 فروند از آنها تحويل شدند. اين موشکها نسبت به انواعي که در اختيار نيروي دريايي ايالات متحده قرار داد شده بودند اندکي از برد عملياتي شان کاسته شده بود.
به دنبال نارآرامي هاي اواخر دههء 1970، شاه ايران به تاريخ 16 ژانويهء 1979 از ايران خارج شد و بعد از آن به تاريخ 1 آوريل 1979، نيروهاي جديد، جمهوري اسلامي را بنا نهادند. نيروي هوايي ايران نيز به IRIAF تغيير نام داد.
IRIAF مخفف Islamic Republic of Iran Air Force

دولت جديد به سرعت مواضع ضدغربي به خود گرفت و ايالات متحده را شيطان بزرگ ناميد. به دنبال وقوع انقلاب اسلامي، همهء قراردادهاي پيشين نظامي با غرب، ملغا شدند که از آن جمله مي توان تعداد 400 فروند موشک AIM-54A Phoenix را نام برد.
روابط با ايالات متحده به سرعت رو به تيرگي رفت، مخصوصن با اشغال سفارت آمريکا در تهران به وسيلهء دانشجويان ستيزه جو و دستگيري 52 کارمند و ديپلمات آمريکايي به عنوان گروگان. ايالات متحده نيز به وسيلهء قطع هرگونه روابط سياسي و نظامي با ايران واکنش نشان داد و فروش تسليحات نظامي به ايران را ممنوع اعلام کرد.
ممنوعيت فروش تسليحات و اقلام نظامي به ايران باعث مشکلات فراواني در تعمير و نگهداري ادوات نظامي ساخت غرب شد. حتا ادواتي که از نظر قطعات نيز مجهز بودند، اغلب بدون دستورالعمل هاي پشتيباني کنندهء اين ادوات، قابل استفاده نبودند.
تغيير اساسي در سياست و پاکسازي ارتش (ايران) از نيروهاي بسيار کارآزموده، موقعيت ايران را در بدترين وضعيت ممکن قرار داد. بسياري از خلبانان طراز اول و پرسنل تعمير و نگهداري، به دنبال خروج شاه، محل کار خود را ترک کردند يا اعدام شدند. بدين ترتيب در آغاز سال 1980، متاسفانه IRIAF تنها سايه اي بسيار ضعيفي از نيروي بسيار قدرتمند پيشين خود بود.
تحريم ها، اثرات ويژه اي بر پرواز و به خدمت ماندن تامکتها گذاشتند. تحريم ها مانع از فروش هرگونه قطعات مي شدند. همچنين حدس زده مي شود که پرسنل وفادار به شاه، طوري باعث خرابکاري در تامکتهاي شده بودند که اين هواپيماها قادر به شليک موشکهاي فونيکس نباشند.
جنگ ايران و عراق در 22 سپتامبر 1980 با حملهء هواپيماهاي عراق به شش پايگاه هوايي و چهار پادگان نيروي زميني آغاز شد. همچنين در زمين نيز حمله اي  به عرض 700 کيلومتر از چهار نقطه توسط 12 لشگر مجهز نيروي زميني عراق آغاز شد. جنگي که 1 ميليون کشته و 2 ميليون زخمي از دو طرف برجاي گذاشت و باعث آواره شدن 3 ميليون نفر از مردم مناطق مرزي ايران شد. اگرچه اين جنگ توسط رسانه هاي غربي بسيار کم جلوه داده شد ولي جنگ در ابعاد انساني، يک تراژدي بزرگ به شمار مي رفت.
در اين جنگ، نيروهاي هوايي نقش عمده اي ايفا نکردند زيرا هر دو طرف توانايي فني جهت استفادهء ‌موثر از نيروهايي هوايي شان را نداشتند. نبردهاي هوايي نيز در طول جنگ به ندرت رخ دادند.
در دورهء اول جنگ، نيروي هوايي ايران با اندوختهء برجاي مانده از دوران شاه، در اغلب نبردها پيروز بود و بيشتر هواپيماهاي عراقي را به راحتي با موشکهاي AIM-9 (سايدوايندر) سرنگون مي ساختند يا اينکه جنگنده هاي عراقي را وادار به فرار مي کردند. اما موشکهاي کوتاه برد حرارت ياب، در نبردهاي ارتفاع متوسط و بالا ناموفق بودند.
در ابتداي جنگ، خلبانان ايراني به دليل تمارين و تجارب بالايي که در دوران شاه کسب کرده بودند، کاملن بر نيروي هوايي عراق برتر بودند، اما اين برتري به تدريج با ادامه يافتن جنگ از دست رفت زيرا بسياري از خلبانان و افسران باتجربه اي را که گمان مي رفت نسبت به ادامهء جنگ يا انقلاب بي اعتقاد شده اند يا از کراوات استفاده مي کنند از ارتش اخراج شده! و يا اعدام شدند.
با کاهش توان نظامي ايران، توان نظامي عراق به تدريج افزايش يافت. پس از سال 1982، عراق تمرينات بهتري را براي خلبانانش ترتيب داد و توانست جنگنده هاي بهتر و پيشرفته تري را از فرانسه بدست آورد که مي توان به جنگندهء بسيار پيشرفتهء سوپراتاندارد (ساخت داسو برگه) و ميراژ اف1 اشاره کرد.

ميراژ اف1 مي توانست موشکهاي هوا به هواي ماترا R-550 ماجيک را شليک کند (Matra R-550 Magic) که اين موشکها مي توانستند تا 140 درجه به سمت هدف منحرف شوند، هدفياب سرخود داشتند، شتاب ثقل زيادي را مي توانستند تحمل کنند و قابليت مانور بسيار بالاي داشتند و داراي بردي بين 230 متر تا 10 کيلومتر بودند. فرانسوي ها با انجام تغييراتي، کاري کرده بودند که ميگهاي21 عراق نيز بتوانند موشکهاي ماجيک را شليک کنند و اين موشکها، توانايي بسيار بيشتري نسبت به موشکهاي حرارت ياب روسي داشتند.
در نبردهاي دريايي نيز گزارش شد که ميراژهاي اف1 عراقي در ارتفاع بسيار پائين نزديک سطح دريا، توانسته بودند تعدادي از هواپيماهاي ايراني را توسط موشکهاي ماجيک سرنگون کنند.

ورق بر مي گردد
پس از سال 1982، عراقي ها در اغلب نبردهاي هوايي پيش بودند و ايران، اندک نبردهاي هوايي اتفاق افتاده پس از سال 1983 را از دست داده بود، مگر در حالاتي که هواپيماهاي ايراني با هوشياري در محل معمول پروازي جنگنده هاي عراقي کمين قرار داده باشند.
نيروي هوايي بسيار قدرتمند ايران که در قبل از وقوع انقلاب مي توانست به راحتي 600 سورتي پرواز در روز انجام دهد، اکنون تنها مي توانست روزانه به سختي بين 30 تا 60 سورتي پرواز را سازمان دهي کند، تعداد سورتي پروازهاي هواپيماهاي عراقي سال به سال افزايش مي يافت، اين تعداد در نهايت به عدد 500 سورتي پرواز در بين سالهاي 1986 تا 1988 افزايش يافت.
به طور معمول، منابع نظامي غرب ادعا کرده اند که تامکتهاي ايران، نقش چندان موثري در سالهاي پس از 1982 ايفا ننموده اند، مخصوصن آنکه غفط تعداد انگشت شماري از آنان به دليل نبود قطعات يدکي، در سرويس باقي مانده بودند.
در اين زمانها، تامکتها عمدتن در نقش يک پيش اخطار هوايي کوچک (ميني آواکس) عمل کرده اند و به هيچ وجه سعي نمي کردند در نبردهاي مستقيم هوايي وارد شوند.
گزارش شده است که تعداد از تامکتهاي ايران در جنگ از بين رفته اند که اغلب اين تعداد توسط منابع خبري عراقي گزارش شده است. سرنگوني اولين جنگندهء F-14A ايراني رسمن به تاريخ 21 نوامبر 1982 اعلام شد که توسط موشک سوپر ماتراي جنگندهء ميراژ اف1 عراقي انجام پذيرفت.
يک خلبان اف14 اسير شدهء ايراني از اينکه هواپيماي بسيار پيشرفته اش توسط جنگندهء ابتدايي ميگ21 MF مورد هدف قرار گرفته بود، بسيار تعجب کرده بود.
به تاريخ 11 سپتامبر 1983، دو تامکت ايراني که سعي کردند مانع نفوذ بمب افکن هاي عراقي به سمت مواضع زميني ايراني ها شوند، گزارش شد که سرنگون شدند.
مورد ديگر در يک نبرد هوايي نزديک (Dogfight) با يک جنگندهء ميراژ اف1 (مجهز به موشک سوپرماترا) به تاريخ 4 اکتبر 1983 به وقوع پيوست و باعث سرنگوني تامکت به دليل خفگي کمپرسور در حين انجام مانور سنگين شد. تامکت ديگر نيز در نبرد هوايي بر فراز منطقه بهرگان به تاريخ 21 نوامبر 1983 و تامکتهاي بعدي نيز به تاريخ 24 فوريه و يکم جولاي 1984 سرنگون شدند.
عراقي ها همچنين ادعا کردند که در يک روز – يعني 11 آگوست 1984 – 3 فروند F-14A ايران را سرنگون کرده اند. هرچند که تاييد اين ادعا غير ممکن است. (زيرا ايران هيچگاه سه فروند اف14 را يکجا مورد پرواز قرار نمي دادد، آن هم در يک نقطهء خاص) هرچند که احتمال دارد ادعايي واقعي باشد.
F-14A هاي ايران در طول جنگ، حداقل سه نوع هواپيماي عراقي را ساقط کرده اند: ميراژ اف1، ميگ21 و سوپراتاندارد.
همچنين يک تامکت ايراني – که حدس زده مي شود تنها اف14 عملياتي در واپسين روزهاي جنگ با عراق بوده است- يک ميراژ اف1 عراقي را هدف قرار داده است.
بر طبق منابع ارائه شده از طرف ايران، حدود 35 تا 40 جنگندهء عراقي در طول جنگ با عراق مستقيمن توسط تامکتها در نبردهاي هوا به هواي نزديک، سرنگون شده اند.
اينها دلائلي کافي  هست که نشان مي دهند چند فروند تامکت يا حتي يکي، باعث فرار جنگنده هاي عراقي مي شوند.

کتابي در مورد نقش تامکتهاي ايران در جنگ با عراق
بر طبق کتاب منتشره توسط تام کوپر و فرزاد بیشاب (در مورد نقش تامکتهاي ايران در جنگ) اينطور به نظر مي رسد که نقش تامکتهاي ايراني، موثرتر از آني بوده است که گزارش شده است. در اين کتاب (که توصيه مي کنم حتمن تهيه بفرمائيد) از خدمهء تامکتهاي ايراني گزارش نقل شده است که در طول جنگ ايران و عراق، تعداد بيشماري از اهداف پرنده با موشکهاي AIM-54A هدف قرار گرفته است، که برخي از خلبانان شجاع اين تامکتها با بيش از 8 پيروزي در زمرهء تکخالها (Ace) به شمار مي آيند و در کل براي تامکتها بيش از 100 پيروزي هوايي ثبت شده است. هرچند که متاسفانه بسيار از آنان به دليل دگرانديشي سياسي اعدام شده يا از نيروي هوايي اخراج شدند.
تخمين اينکه در طول جنگ، چه تعداد از F-14A هاي ايران، عملياتي باقي مانده بودند بسيار مشکل است. جاسوسان غربي تخمين مي زنند که تعمير و نگهداري تامکتهاي قابل عمليات در IRIAF در سطح بسيار پائيني انجام مي شود و با توجه به مانورهاي سه فروندي اف14 هاي ايران در مراسمات رسمي، تعداد عملياتي تامکتهاي ايران را کمتر از 10 فروند پيش بيني مي کنند که اين تعداد نيز با استفاده از قطعات تامکتهاي زمين گير ديگر و آن هم فقط جهت رژه براي عموم مردم آماده شده اند و تنها قادرند پرواز بسيار کوتاهي انجام دهند و آويونيک آنها به هيچ وجه قابل استفاده نمي باشد.
به تاريخ تابستان 1984، پنتاگون (وزارت دفاع آمريکا) تنها 15 تا 20 فروند تامکت داراي قابليتي مي دانست که بتواند آنهار را در عمليات شرکت دهد که اين تعداد هم به وسيلهء قطعه برداري از ساير تامکتهاي آمادهء سرويس شده بودند. اما منابع ايراني، تعداد تخمين هاي غرب در مورد تعداد  تامکتهاي عملياتي را نادرست مي دانستند و تعداد عملياتي آنها را بيش از اين اعلام مي کردند.
مهمترين دليلي که صحت اطلاعات غرب را در مورد تامکتها به ترديد انداخت، قابليت پرواز دادن هواپيماها به تاريخ 11 فوريه 1985 و به تعداد 25 فروند تامکت بود که طي مراسمي در ارتفاع پائين در تهران به پرواز درآمدند.
به دليل مبارزه با تحريم تسليحاتي غرب، به نظر مي رسيد ايرانيان موفق به تعمير و نگهداري کم و بيش قطعات ناياب هواپيماهاي تامکت، F-4D/E و F-5E خود و آماده کردن آنها جهت پرواز شده بودند.
بسياري از قطعات ناياب اين هواپيماها از طرق اسرائيل به ايران تحويل داده شده بودند و برخي نيز به دليل کمک ايران به مبادلهء گروگانهاي آمريکايي دربند در لبنان، به ايران تحويل شده بودند.
موشکهاي فونيکس و همچنين قطعات الکترونيکي هدايتگر آنها، بر طبق گزارشاتي در کوران حوادث انقلاب مورد خراب کاري قرار گرفته بودند تا قابل استفاده نباشند و تا زمان شروع حملهء عراق و آغاز جنگ، عملياتي نبودند.
هيچگونه گزارشي مبني بر شليک موشکهاي فونيکس در جريان جنگ ايران و عراق وجود نداشت در حالي که رادار AN/AWG-9 (رادار اصلي اف14) همچنان عملياتي بود و تامکتهاي ايراني مي توانستند موشکهاي ميان برد AIM-7 (اسپارو) و AIM-9 (سايدوايندر) را شليک کنند. اغلب تامکتهاي IRIAF به صورت 4 موشک اسپارو و 2 موشک سايدوايندر بارگذاري مي شدند.
همچنين در آن زمان شايع شده بود که F-14A هاي ايران، قادر به شليک موشکهاي ضدکشتي شده اند و اين باعث يکي از دلائل (احمقانه اي) شد که ناو Vincennes لکهء 10 برابر بزرگتر هواپيماي ايرباس ايران (بر روي رادار را) با با هواپيماي بسيار کوچکتر اف14 اشتباه گرفته و 290 نفر مسافر بي گناه را به کام مرگ بکشاند.
با وجود اينکه رهبران ايران همواره مواضع ضدکمونيستي اعلام کرده اند و فعاليت احزاب چپ گرا در ايران ممنوع است اما شايعاتي وجود دارد مبني بر اينکه يک يا چند فروند F-14A به اتحاد شوروي در عوض کمکهاي نظامي تحويل داده شده است.
حداقل يک خلبان F-14A ايران گزارش داده است (که با هواپيمايش) به سوي اتحاد شوروي حرکت کرده است.
دلائل بسياري وجود دارد که نشان مي دهد تکنولوژي هواپيماي F-14A، سيستم رادار کنترل آتش AWG-9 و موشکهاي فونيکس به طور کامل آشکار شده است.
تجزيه و تحليل موشک فونيکس توسط اتحاد شوروي حدس زده مي شود که به ساخت و تکميل موشک Vympel R-33 کمک بسياري نموده است. موشک R-33 (که در غرب به نام AA-9 Amos شناخته مي شود) موشک هوا به هواي بسيار دوربردي است که سلاح اصلي جنگندهء MiG-31 موسوم به Foxhound به شمار مي رود. هرچند سرطراح ارشد دفتر ويمپل – گنادي سوکولوسکي – هرگونه الگو برداري بر اساس AIM-54A را تکذيب کرده است و ادعا کرده است که هيچ گاه يک موشک فونيکس عملياتي در اختيار نداشته است.
امروز IRIAF تعدادي حدود 50 تا 55 فروند F-14A در اختيار دارد، اما در حال حاضر، تنها 30 فروند از آنها عملياتي هستند. البته بعيد به نظر مي رسد رادار تامکتهاي ايران با نبود قطعات و تحريم، هنوز فعال باشند.

 

نوشته شده در هواپيما | دیدگاه‌ها خاموش

بمب اتمی و انرژی اتمی

نوشته‌شده به دست omid در ژوئیه 16, 2007

بمب اتمی چگونه ساخته می‌شود؟ این سوالی است که امروز برای بیشتر ایرانی ها پرسشی شده است. در ابتدا به این پرسش پاسخی داده و سپس نگاهی به طرز کار رآکتور هسته‌ای می اندازیم. تمامی اشیاء و موجودات پیرامون ما از ذرات ریزی بنام اتم ویا ترکیبی از اتمها یعنی مولکول ها تشکیل شده است. اتمها ساختمانی شبیه به منظومهٔ شمسی دارند که در آنها خورشید هستهٔ اتم و الکترونها سیارات آن می باشند. هستهٔ اتم شامل چندین ذره است که از آن میان دو تایش در این بحث مهم هستند. این دو تا پروتن ها و نوترون ها می باشند. پروتن ها دارای بار الکتریکی مثبت و نوترون ها دارای بار الکتریکی خنثی هستند. بار الکتریکی الکترونها منفی است. از میان تمامی اتمها تنها هیدروژن است که نوترون ندارد. هستهٔ هیدروژن تنها یک پروتن دارد. در اتمهای خنثی تعداد پروتن ها و الکترونها برابر است ولی تعداد نوترون ها می تواند متفاوت باشد. برخی از اتمها دارای تعداد پروتن و الکترون یکسان ولی دارای نوترون های متفاوت اند. این نوع اتمها را ایزوتوپ همدیگر میگویند. طول عمر برخی از این ایزوتوپ ها بسیار کوتاه است. چنانکه پس از بوجود آمدن بزودی نابود می شوند. ولی برخی دیگر عمری طولانی دارند.
در ساختن بمب و رآکتور اتمی از دو ایزوتوپ استفاده میکنند. یکی ایزوتوپ هیدروژن بنام دوتریم که هسته اش شامل یک پروتن و یک الکترون است و دیگری ایزوتوپ های اورانیم می باشند. ایزوتوپ های اورانیم شامل U235 و U238 که اولی دارای 143 و دومی دارای 146 نوترون می باشد در حالی که هردو به اندازهٔ یکسان یعنی 92 پروتن دارند. ایزوتوپ U235 در ساختن بمب و رآکتور اتمی بسیار مهم است. در طبیعت از هر 100% اتم اورانیم تنها 0.7% آن اتم U235 است که مقدار زیادی نیست. برای بدست آوردن یک کیلو گرم اورانیم U235 چندین تن سنگ معدن اورانیم لازم است. لازم به یادآوریست که برای کاراندازی یک رآکتور اتمی برای انرژی گیری از آن نیاز به اورانیم 1 تا 5 درصد غنی است. منظور از غنی کردن اورانیم اینست که مقدار اورانیم 235 آنرا بیشتر کنند. برای اینکار بایستی چندین عملیات انجام شود. در شروع کار سنگ معدن را در اسید حل می‌کنند (کیک زرد همان اکسید اورانیم است)و سپس آنرا از صافی می گذرانند و پس از آن با گاز فلور ترکیب می‌کنند تا گازی به اسم هگزافلورید اورانیم UF6 بدست آورند. این گاز را از صفحه‌های فلزی متخلخل که قطر سوراخ هایش 25 میلیاردم سانتیمتر است عبور می دهند، این عمل را دیفوزیون میگویند. در اثر این عمل گازهایی که سبکترند سریع تر از گازهایی که سنگین تر هستند از روزنه ها عبور می کنند. از این خاصیت گاز ها جهت غنی کردن، یعنی بالا بردن مقدار اورانیم 235 استفاده می کنند. پس از این عمل با سانتریفوژهایی که ویژهٔ این کار ساخته شده‌اند تصفیهٔ مواد شروع می‌شود.
حال چگونه از این ماده انرژی می گیرند؟ برای انرژی گیری باز سلسله مراتبی فیزیکی صورت میگیرد. در ابتدا یک نوترون که باری خنثی دارد وارد هستهٔ اورانیم 235 می‌شود. این عمل به این سادگی صورت نمی‌پذیرد بلکه برای اینکه نوترون وارد هسته شود بایستی بر خلاف تصور سرعت آن کم باشد. برای کم کردن سرعت نوترونها آنها را از آب سنگین عبور می دهند. چنانکه پیشتر اشاره شد. آب سنگین یا دوتریم از ایزوتوپ های آب سبک و یا به قول متعارف آب معمولی است. آب معمولی نمی‌تواند بدان مقداری که لازم است جلو سرعت نوترون را بگیرد. گیر آوردن این آب بود که آلمانی ها را به سوی نروژ کشاند و همین نیز باعث لو رفتن آلمانی ها به وسیلهٔ انگلیسی ها شد. انگلیسی ها در یافتند که آلمانی ها از نروژ آب سنگین می برند. بنابراین فهمیدند که آلمانی ها در صدد تولید بمب اتمی هستند. لذا با عملیاتی متهورانه مرکز تولید آب سنگین را در نروژ ویران کردند. در برخورد نوترون به هستهٔ اورانیم 235، هسته برانگیخته شده و سپس به دو و یا چند هستهٔ سبکتر تجزیه میشود. به این عمل شکافت هسته‌ای می گویند. در یکی از این پروسه ها پس از برخورد نوترون به هستهٔ اورانیم 235 دو عنصر باریم 138 و کریپون 95 و 3 تا نوترون ( در حقیقت برای هر 100 اتم اورانیم 235، تعداد 247 نوترون بوجود میآید) و حدود 200 میلیون الکترون ولت انرژی انتشار می یابد.
هر نوترون جدید تولید شده به اورانیم 235 برخورد کرده سه نوترون بهمراه انرژی و همچنین موجب سه شکافت جدید می‌شود. انرژیی که از این شکافت ها برای یک کیلو گرم اورانیم انتشار مییابد برابر صد ها میلیون مگاوات است. این مقدار انرژی نبایستی بیک باره آزاد شود. چرا که موجب انفجاری شدید می‌شود. در انفجار بمب اتمی آمریکا روی هیروشیما بمبی از همین جنس اورانیم 235 استفاده شد که قدرت تخریبی 13 کیلوتن داشت. با در نظر گرفتن اینکه هر کیلوتن برابر 1000،000 کیلو انفجار دینامیت (TNT) است. در حقیقت انفجاری معادل 13 میلیون کیلو دینامیت رخ داد. فاجعه بزرگی است، نه؟ اگر بخواهید از این فاجعه و ننگ بشریت تصویری بهتر بدست آورید. جریان بدین شرح است: زمانیکه بمب اتمی آمریکا به هیروشیما افتاد، جمعیت آنجا 350000 نفر بود. 200000 نفر از این جمعیت بطور مستقیم و یا غیر مستقیم جان باختند. 90% هیروشیما به ویرانه مبدل شد. ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا خواسته بود که عکسی از این انفجار تهیه شود تا نتیجهٔ این آزمایش را که تلی از آتش و کباب انسان است به چشم ببینند. هیروشیما تنها جائی بود که آنجا باران کم می بارد. صخره‌ای بودن ژاپن نیز مهم بود که بمب سریع به آب ننشیند. پس قرعه به اسم هیروشیمای فلک زده افتاد. عکس یادگاری این جنایت لابد یکی از اسناد افتخارآمیز آمریکاست!
برگردیم روی بخش فنی جریان ، چنانکه پیشتر گفتیم اورانیم 238 با انفجار کاری ندارد ولی آنقدر ها هم بی خاصیت نیست. اورانیم 238 بر عکس اورانیم 235 در زیر بمباران نوترونهای سریع تر آنها را جذب کرده و نخست با گسیل یک ذرهٔ بتا (الکترون) به نپتونیم Np239 (23.5 دقیقه) و سپس با گسیل یک ذرهٔ بتای دیگر به پلوتونیم Pu239 که به ترتیب پلوتونیم یک نوترون از نپتونیم و نپتونیم یک نوترون از اورانیم 238 بیشتر دارند. این ایزوتوپ پلوتونیم چون هم با نوترونهای کند و هم با نوترونهای تند شکافت‌پذیر است. نقش بسزائی در ساختن بمب اتمی دارد. از همین نوع بمب بود که سه روز پس از بمب اتمی هیروشیما به تاریخ 9 اگوست روی سر ناکازاکی فرو ریخته شد. قدرت تخریبی آن برابر 22 کیلوتن بود. قدری کمتر از دو برابر بمب اتمی هیروشیما. در این فاجعه 122000 نفر از مردم بی گناه به زغال تبدیل شده و یا پودر گشتند. تقریبا تمامی بمب های اتمی کنونی از پلوتونیم ساخته شده است. مقدار بمب پلوتونیمی در سال 1994 در جهان بود 250000 برابر بمب اتمی هیروشیماست. هر 19.84 کیلو گرم پلوتونیم یک لیتر حجم دارد و از هر 1 تا 8 کیلوگرم پلوتونیم میتوان یک بمب ساخت ولی این رقم برای اورانیم 3 تا 25 کیلوگرم است.

حال بمب اتمی چگونه منفجر می‌شود؟

در بخشی از کپسولی که بمب تویش است لوله‌ای که «لوله توپی» نامگذاری شده وجود دارد. از این لوله اولین نوترونها بیرون می آیند. در بر خورد این نوترونها به هسته ها چنانکه پیشتر رفت شکافت هسته‌ای و سه عدد نوترون و مقدار متنابهی انرژی خارج می‌شود. این را رآکسیون هسته‌ای نیز می گویند. این رآکسیون ها در داخل بمب در مدت تقریبا یک میلیونیم ثانیه رخ می دهند. دلیلش روشن است. اگر فرض کنید که در درون حوض آبی جلبکی روئیده باشد و با فرض اینکه یک ماه طول بکشد که حوض پر شود و هر روز این جلبک ها دو برابر خودشان را تولید کنند. یک روز پیش از اینکه حوض پر شود، یعنی روز 29 ام تنها نصف حوض پر است. فردای آن روز یعنی روز 30 ام تمامی حوض پر می‌شود. این عمل در رآکسیونهای هسته‌ای نیز صادق است. نوترون اول سه نوترون و سه نوترون جدید 9 نوترون و سپس 27 و 81 و … و سرعت این عمل آنقدر زیاد است که انفجار اجتناب ناپذیر می‌شود. دما از 27 درجهٔ هوای هیروشیما به 100 درجه و سپس 1000، 5000، 6000 (دمای سطح خورشید) و بالاخره به چندین میلیون درجه می رسد که گرمائی معادل گرمای درون خورشید است. این انرژی گرمائی بایستی هر چه زودتر خارج شود که در ابتدا به صورت اشعهٔ X و پس از یک لحظه آرامش تبدیل به کوهی از آتش و گرما می‌شود. این حالتی است که ما تازه قادر به مشاهدهٔ انفجار می شویم. نیم ثانیه بعد دما به بالاترین حد خود میرسد که سه ثانیه پس از آن خاموش می‌شود. این حرارت باعث حرکت سریع هوا شده و یک خلاء تقریبا مطلق در مرکز انفجار بوجود میآورد. بازگشت مجدد هوا آنقدر سریع است که از هر توفانی قوی تر است و باعث ویرانی تمامی بنا ها، جاده ها، اتوموبیلها، پارکها و بویژه نابودی آدمیان می‌شود. در رآکتورهای هسته‌ای این راکسیونها را مهار می کنند. بطوری که با فرو کردن صفحه هایی که بتواند نوترونها را جذب کند (مثلا کادمیم) در داخل محلول اورانیم و آب قرار می دهند تا اینکه انرژی به سرعت آزاد نشود و انفجار صورت نگیرد. در حقیقت رآکتور را کنترل می کنند. ولی انرژی آزاد شدهٔ لازم آب موجود در رآکتور را به جوش می آورد و بخار حاصل از آن از طریق لوله‌ای به توربین منتقل می‌شود و باعث چرخش توربین شده و الکتریسیته تولید می‌شود. بخار موجود در این پروسه و همچنین با عبور لوله‌های سرد از درون آن سرد شده و مجددا وارد رآکتور می‌شود.

 

نوشته شده در موشک و بمب | بیان دیدگاه »

بررسی پدافند موشکی ایران

نوشته‌شده به دست omid در ژوئیه 16, 2007

موشک زمین به هوای MIM-23 موسوم به HAWK

تعداد لانچرها : 150
تعداد موشكها : بيش از هزار فروند
 

ستون فقرات پدافند موشکی ضدهوائی ایران را سیستمهای پیشرفته HAWK تشکیل می دهند که تقریبا قادر به رهگیری و انهدام هر نوع هواپیمائی می باشد. طراحی و ساخت این موشک در دهه ۱۹۵۰ میلادی آغاز شد و در سال ۱۹۶۲ آزمایش شد و بعدا به تولید انبوه رسید و چندین بار در آن تغییراتی ایجاد شد تا آنجا که در سالهای کنونی تبدیل به یک سیستم ضد موشکی شده است. این سیستم در جنگ ۱۹۶۷ میان اعراب و اسرائیل و در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به خوبی عمل کرد و تعداد زیادی هواپیمای عراقی توسط این موشک سرنگون شد. ایران دارای تعداد زیادی موشک هاوک است که  با چنین پدافندی در کنار توپهای قدرتمند ضدهوائی تقریبا هر نوع هواپیمای مهاجم محکوم به نابودی هست.
لازم به ذکر است که این موشکها در ردیف موشکهای برد متوسط ضدهوائی قرار داشته و در صورت ارتقا و نصب سیستمهای پیشرفته قابلیت رهگیری و انهدام موشکهای كروز و بالستیک را نیز دارد.

مشخصات این موشک عبارتند از :
كشور سازنده : ايالات متحده آمريكا
نوع ماموریت : انهدام انواع هواپیما در ارتفاع  متوسط + انهدام موشكهاي كروز
طول : ۳.۸۱m     قطر : ۳۸.۴cm
وزن : 635kg
حداكثر برد : ۲۴ الی ۴۰ کیلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : ۹.۱۴km
سرعت : ۲۶۵۰ کیلومتر در ساعت
نوع سیستم هدایتی : Radar directed semi-active homing
نوع سیستم هدایتی درون موشک : Semi-active homing
وزن کلاهک : ۱۳۶.۲ کیلوگرم
بازه زمانی شلیک : ۳ ثانیه
حسگرها : High power continuous wave radar (HIPIR)
Continuous wave acquisition radar (CWAR)
Pulse Acquisition Radar (PAR) and passive optical scan
قیمت هر موشک : ۲۵۰۰۰۰ دلار
هزینه ایجاد یک سایت موشکی هاوک با توجه به منابع اطلاعاتي آمريكا( هزینه موشکها در نظر گرفته نشده است) : ۴۵۰۰۰۰۰۰ دلار

موشك زمين به هواي سام-6 موسوم به گينفول

تعداد لانچرها : 50؟
تعداد موشك : ؟؟؟

موشك سام-6 را مي توان رقيب روسي هاوك دانست كه يك سر و گردن از آن قويتر است. پروژه ساخت اين موشك در دهه 1950 آغاز شد. اولين تست آن در سال 1961 انجام گرفت كه مشكلاتي از جمله نقص موتور آن آزمايش را ناموفق كرد. ولي سرانجام پس از رفع نواقص در سال 1966 با موفقيت آزمايش شده و سپس به توليد انبوه رسيد. در سال 1977 هم نوع ارتقا يافته اين موشك با موفقيت آزمايش شد كه تواناييهاي بيشتري نسبت به نوع قبلي دارا بود. در ضمن نوع مخصوص نيروي دريايي اين موشك با كد سام-ان-3 شناخته مي شود. به هر حال اين موشك هم اكنون نيز جزو خطرناكترين سيستمهاي پدافند ضد هوايي محسوب مي شود كه در صورت استفاده صحيح دقت آن تقريبا 80 – 95 ٪ است. لازم به ذكر است كه در جنگ 1973 بين اعراب و اسراييل ، مصر با استفاده تقريبا حرفه اي از اين موشك 64 فروند جنگنده اسراييل را تنها با شليك 95 موشك سرنگون ساخت!

مشخصات اين سام-6 عبارتند از :
كشور سازنده : شوروي سابق
نوع ماموريت : انهدام انواع هواپيما در ارتفاع متوسط + انهدام موشكهاي كروز
طول : 5.8 متر             قطر : 33.5 سانتيمتر
وزن : 599 كيلو گرم
حداكثر برد : 24 الي 28 كيلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : 12 الي 14 كيلومتر
سرعت : 2.8 ماخ
وزن كلاهك : 59 كيلوگرم
بازه زماني شليك : 20 ثانيه
نوع سيستم هدايتي : semi-active radar homing
(on recently upgraded complexes TV/optical seeker introduced)
For protection aganst anti-radar missiles seeker of SAM can lock on target mid-air, after launch

موشك پيشرفته اس-200

تعداد لانچرها : 15
تعداد موشك : ؟؟

طراحی و ساخت این موشک به دهه 1960 مربوط میشود (سام- 5 نوع پیشرفته تر سام- 2 میباشد) که بعد از گذشت 4 دهه هنوز هم جزو خطرناکترین سلاحهای جهان میباشد. در ابتدا سام- 5 یک پدافند ضد بالستیک بود که بعدا برای رهگیری هواپیماهای پرسرعت نیز از آن استفاده شد. برد این موشک در مدلهای پیشرفته 300 کیلومتر میباشد ولی نوع فروخته شده به ایران دارای بردی 200 کیلومتری است که باز هم فوق العاده هست! ایران از این سیستم میتواند برای انهدام بمب افکنها و موشکهای بالستیک استفاده کند.

مشخصات این موشک عبارتند از :
کشور سازنده : شوروی سابق
نوع ماموریت : انهدام تمام هواپیماها در تمام ارتفاعات + انهدام موشکهای بالستیک
طول : 10.72 متر                قطر : 85 سانتیمتر
حداکثر برد : 300 کیلومتر
حداقل برد : 17 الی 60 کیلومتر
حداکثر ارتفاع اثر : 41 کیلومتر
سرعت : 4 ماخ
نوع كلاهك : متعارف در مدلهاي دفاع هوايي و هسته اي در نوع ضد بالستيك
وزن کلاهک : 215 کیلوگرم
زمان لازم براي شارژ مجدد لانچر : 50 دقيقه
نوع سیستم هدایتی :
Each missile battalion has one 320 km range P-35M BARLOCK-B E/F-band target search and acquisition radar with an integral D-band IFF system, one 270 km range SQUARE PAIR H-band missile guidance radar, and six trainable semi-fixed single rail launchers.
رادارهای مورد استفاده هم عبارتند از :
http://www.fas.org/nuke/guide/russia/airdef/s-200.htm

 

موشك زمين به هواي سام-2 موسوم به گايدلاين

تعداد لانچرها : 50
تعداد موشك : ؟؟؟

اين موشك كابوس خلبانان آمريكايي در جنگ ويتنام بود كه هواپيماهاي زيادي را سرنگون ساخت. طراحي و ساخت اين موشك به دهه 1950 باز ميگردد (نوع ارتقا يافته سام-2) و هدف از آن ايجاد يك پدافند چندگانه دفاع هوايي و هم ضد بالستيك بود كه در آن زمان حريفي نداشت. اولين آزمايش موفقيت آميز اين موشك در سال 1959 صورت گرفت كه بعدا تغييراتي در آن ايجاد شد. در سال 1964 كه آمريكا به ويتنام حمله كرد روسها كه مايل به جنگ رو در رو با آمريكا نبودند تصميم جالبي گرفتند و آن آموزش و تجهيز نيروهاي ويتنامي عليه آمريكا بود يا به عبارتي ديگر ميدان جنگ مبدل به يك مكان براي آزمايش سلاحهاي روسي و آمريكايي شده بود و در اين ميان ويتناميها از همه بيشتر آسيب مي ديدند. روسها با اين تصميم بجا و درست توانستند به مدت 10 سال اصليترين رقيب خود را آنچنان زمينگير كنند كه در صورت ادامه جنگ احتمال فروپاشي اقتصادي آمريكا قابل پيش بيني بود (هزينه جنگ ويتنام براي آمريكا بيش از 530 ميليارد دلار بود كه با توجه به اقتصاد آن زمان غير قابل تحمل ميباشد). اين موشك هم مانند ديگر موشكهاي قديمي روسي هنوز هم با گذشت 4 دهه جزو خطرناكترين موشكها برای بمب افکنها محسوب ميشود و در صورت استفاده صحيح مي تواند خیلی موثر باشد.

مشخصات سام-2 عبارتند از :
كشور سازنده : شوروي سابق
نوع ماموريت : رهگيري هواپيما در تمام ارتفاعات + رهگيري موشكهاي بالستيك
طول : 10.6 متر                     قطر‌ : 70 سانتيمتر
وزن‌: 2300 كيلوگرم
حداكثر برد : 50 كيلومتر
حداقل برد‌ : 7 كيلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : 40 كيلومتر
سرعت : 4.5 ماخ
شعاع تخريب پس از انفجار : 65 متر در نوع متعارف
نوع كلاهك : متعارف در نوع دفاع هوايي و هسته اي در نوع ضد بالستيك
وزن كلاهك : حداكثر 300 كيلوگرم
زمان لازم براي شارژ مجدد لانچر : 10 دقيقه
نوع سيستمهاي هدايتي :
Command
FAN SONG radar
KNIFE REST radar
SIDE NET radar
SPOON REST radar
براي آشنايي با رادارهاي ذكر شده در بالا به آدرس http://www.globalsecurity.org/military/world/russia/v-75.htm مراجعه كنيد.

موشك زمين به هواي RAPIER

تعداد لانچرها : 30
تعداد موشك : ؟؟؟

موشك RAPIER براي دفاع هوايي در ارتفاع پايين بكار ميرود و ساخت انگليس ميباشد. با وجود اينكه اين موشك تقريبا قديمي شده و در مقابل هواپيماهاي مدرن امروزي كارايي زيادي ندارد ولي باز هم با استفاده اصولي ميتواند حداقل تا سال 2010 در خدمت باشد. هر يك واحد موشكي RAPIER ميتواند محدوده اي با 100 كيلومتر مربع وسعت را پوشش دهد و وسيله خوبي براي مقابله با بمب افكنها و هواپيماهاي شناسايي و كند پرواز ميباشد.

مشخصات RAPIER عبارتند از :
كشور سازنده : انگليس
نوع ماموريت : انهدام هواپيما در ارتفاع پايين
طول : 2.35 متر               قطر : 13.3 سانتيمتر
وزن : 42 كيلوگرم
حداكثر ارتفاع اثر : 3 كيلومتر
حداكثر برد : 8 كيلومتر
سرعت : +2 ماخ
نوع سيستم هدايتي : Semi Automatic to line Sight

موشك زمين به هواي Tigercat

تعداد لانچرها : 25
تعداد موشك : ؟؟؟

براي دفاع سبك هوايي در ارتفاع پايين بكار ميرود. در ضمن اين موشك قديمي شده و در جنگهاي مدرن امروزي بدرد نميخورد.

مشخصات Tigercat :
كشور سازنده : انگليس
نوع ماموريت : انهدام هواپيما در ارتفاع پايين
طول : 1.48 متر                قطر : 19 سانتيمتر
وزن : 65 كيلوگرم
حداكثر برد  : 6.5 كيلومتر
سرعت : 0.8 ماخ

موشك زمين به هواي شهاب ثاقب (HQ-7 / FM-80)

تعداد لانچرها : +10
تعداد موشك : ؟؟؟

اين سيستم دفاعي اصولا براي انهدام هواپيما در ارتفاع پايين طراحي شده و وسيله دفاعي خوبي ميباشد. در كل يك موشك مناسب و قدرتمند مخصوصا براي نيروي دريايي ميباشد. طراحي و ساخت اين موشك مربوط به دهه 1980 و 1990 ميلادي است و نوع پيشرفته تر آن FM-90 ميباشد كه در سال 1998 با موفقيت آزمايش شد. اين موشك ميتواند در هر موقعيت و در هر شرايط آب و هوايي اهداف خود را منهدم كند و رقيب سرسختي براي سيستمهاي Chaparrel آمريكا – Rapier انگليس – Roland آلمان و فرانسه ميباشد. ايران از روي نسخه FM-80 موشك پيشرفته شهاب ثاقب را طراحي و توليد كرد كه از آن قويتر و بهتر ميباشد و دقت آن 96 ٪ ميباشد.

مشخصات موشك FM-80 عبارتند از :
كشور سازنده : جمهوري خلق چين
نوع ماموريت : انهدام هواپيما در ارتفاع پايين
طول : 3 متر              قطر : 15 سانتيمتر
وزن : 85 كيلوگرم
حداقل و حداكثر برد مفيد : 8-12 كيلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : 5.5 كيلومتر
سرعت : 2.3 ماخ
وزن كلاهك : 14 كيلوگرم
نوع سيستم هدايتي : Radar, IR & optical

 

 

نوشته شده در موشک و بمب | دیدگاه‌ها خاموش

F-4 Phantom II جنگنده ای در پایان کار

نوشته‌شده به دست omid در ژوئیه 14, 2007

F-4 Phantom II جنگنده ای در پایان کار
چندین سال پیش (1970) زمانی که ویکتور بلنکو (خلبان شوروی سابق که بعدها به ایالات متحده پناهنده شد) با جنگده ی میگ25 خود توانست خط دفاع هوایی ژاپن را غافلگیر کند و از چنگ فانتوم های نیروی هوایی ژاپن بگریزد، زنگهای خطر در غرب به صدا درآمد. می توان گفت این نوعی پایان بر دوره ی طلایی معروف ترین جنگنده ی غرب طی دهه ی 60 و 70 میلادی بود. البته ناگفته نماند که سیستم اعلام خطر و بخش رادار ژاپن نیز عامل تاخیر در پرواز فانتومها بود؛ چرا که میگ25 می توانست در سطحی پرواز کند که از دید رادار پوشیده بماند، همچنین سرعت جنگنده ی میگ25 روسی به مراتب بیش از مدل آمریکایی بود (سرعتی حدود 3 ماخ یا 3300 کیلومتر بر ساعت).
میگ25 ؛ یکی از بهترین شکاری رهگیرهای دههء 1970

به این ترتیب رفته رفته عصر طلایی فانتوم به اواخر دوران خویش نزدیک شد. فانتوم طی دوره ی خدمت خود، ارزش عملیاتی و رزمی خویش را بارها به اثبات رساند. برتری مطلق هوایی ایالات متحده در ویتنام (در برابر میگهای 19 و 21 ویتنام شمالی) و افسانه ی شکست ناپذیری نیروی هوایی اسرائیل طی جنگ سال شش روزه ی 1967، برتری مطلق نیروی هوایی ایران در جنگ با رژیم صدام در اوایل جنگ با عراق و . . . همه ناشی از وجود این جنگنده ی ممتاز (در زمان خود) در صحنه ی نبرد بود. هواپیمای مزبور طی دوره ی خدمت، دارای بالاترین ارقام فروش چه توسط خود آمریکا و چه توسط متحدانش بوده است؛ به طوری که حدود 3000 فروند آن تحویل نیروهای هوایی و دریایی ایالات متحده شده و حدود 2000 فروند دیگر نیز به ممالک هم پیمان آمریکا تحویل داده شده است. کشور ما نیز در زمان حکومت گذشته، یکی از خریداران اصلی فانتوم بود و اکنون نیز هواپیمای اصلی کشورمان محسوب می شود. بنابه اظهار نظر کارشناسان، بین سالهای 1347 تا 1357 تعداد 270 فروند فانتوم در مدلهای D و E و شناسایی (RF-4E) به ایران تحویل داده شد. عمدهء فانتوم های کشورمان در پایگاههای هوایی نوژه همدان، بندرعباس، چابهار و بوشهر مستقر هستند.
 فانتوم: جنگنده ی شگفت انگیز 40 سال اخیر
در صنعت هواپیمایی کشوری، ملاک سنجش و قضاوت راجع به یک هواپیما، میزان فروش بالای آن در بازارهای جهانی قرار می دهند و طبق این اصل به داوری می نشینند. با توجه به این امر می توان گفت مثلن هواپیمای ایرباس Boeing۷۳۷ با تولید بیش از ۵۰۰۰ فروند و سسنا 150 با فروشی بالغ بر 23000 فروند، هواپیماهای بسیار موفقی هستند. اما در دنیای صنایع نظامی، چنین موضوعی نمی تواند اهمیت چندانی داشته باشد، بلکه عوامل دیگری در این موضوع (میزان موفقیت) دخالت دارند. به عنوان مثال برای ارزیابی یک بمب افکن، میزان ظرفیت حمل بمب ملاک قرار می گیرد و زمانی دیگر قابلیت دستیابی آن به هدف و وضعیت تهاجمی بمب افکن است که اهمیت پیدا می کند. یا بعضی اوقات مشاهده می گردد که ملاک سنجش ارزش یا هواپیمای جنگنده را در تعدادی که در یک نبرد سرنگون می شوند، قرار می دهند. عوامل بسیاری مخصوصن حین نبرد در وضعیت یک هواپیما موثرند که به عنوان مثال موقعیت تاکتیکی صحنه ی نبرد و یا چگونگی تربیت پرسنل خلبان می توانند تاثیر به سزایی در نتیجه ی امر داشته باشند.
اما از همه ی اینها گذشته وقتی یک جنگنده 15 رکورد جهانی را کسب می کند و در زمانی که دنیای تکنولوژی پیشرفت سرسام آوری دارد، قادر به ادامه ی تولید به مدت بیش از 20 سال باشد و با تولید 70 فروند درماه طی دوران صلح، 5/2 میلیون ساعت پرواز رزمی و سرانجام در حالی که نه هزارمین فروند آن تحویل مشتریان آن می شود باید گفت این هواپیما با هر استانداردی موفق است.
سرگذشت فانتوم از نیم قرن قبل شروع می شود: زمانی که کمپانی معظم مک دانل داگلاس (MD) در سال 1953 وارد میدان رقابت شرکتهای هواپیمایی جهت ساختن یک جنگنده ی مافوق صوت برای نیروی دریایی ایالات متحده گردید؛ ولی این فرصت را در مقابل هواپیمای کروسیر CF-8U از دست داد. شکست در این رقابت برای شرکت MD نوعی عقب گرد بود، مخصوصن آنکه نخستین طرح در مورد هواپیمای جت را برای نیروی دریایی، همین کمپانی داده بود که مربوط به فانتوم بود.

پروژهء F3H-G
با ابن حال شرکت MD با چنین سابقه ای که گفته شد، تصمیم به ادامه و تکمیل طرح شکست خورده و تولید هواپیماهای مخصوص پرواز از عرشه ی ناوهای هواپیمابر گرفت و این می بایست با توجه به نیازهای آینده در این شاخه ی صنعت انجام می پذیرفت. برای کسب اطلاعات بیشتر و دقیق تر این شرکت تصمیم گرفت با پرسنل ناوبری و فرماندهان نیروی دریایی مصاحبه انجام دهد. تعداد زیادی طرح مورد ارزیابی قرار گرفت و در سال 1954 یک نمونه ی کامل از هواپیمای طراحی شده به نام F3H-G ساخته شد و به نیروی دریایی ارائه گردید که به شدت مورد توجه قرار گرفت و بنابراین دستور ساخت دو فروند نمونه ی اولیه از سوی نیروی دریایی به شرکت MD داده شد. این طرح، هواپیمایی بود تک سرنشین و مجهز به 4 قبضه مسلسل 20 میلیمتری و دارای جایگاه حمل 11 بمب و یا موشک. نیروی محرکه ی آن توسط 2 موتور از نوع J-65 تامین می گردید و این جنگنده را به راحتی به سرعت 5/1 ماخ می رساند.
F-3H

هنگامی که تقاضای نیروی دریایی برای ساخت این هواپیما در آوریل 1955 جنبه ی قطعی گرفت، این هواپیما به عنوان جنگنده ی تدافعی سریع مورد توجه و استفاده ی ناوهای هواپیمابر قرار گرفت که قادر به پرواز از عرشه ی نام هواپیمابر و بردی رزمی تا حدود 500 کیلومتر بود. بعدها نیروی دریایی اعلام کرد که این هواپیما باید مجهز به موشکهای هوا به هوا گردد و جای مسلسلها را بگیرد. برای تحقق این امر، یک تجدیدنظر کلی در طراحی هواپیما لازم بود. یکی از تغییرات اساسی، استقرار 4 جایگاه موشک اسپارو به جای مسلسلها بود و به همراه آن ایجاد سیستم کنترل آتش (رادار کنترلگر موشک اسپارو به جهت نیمه فعال بودن این موشک)، تعویض موتورهای قبلی با نمونه های بهتر و قوی تر J-79 (ساخت جنرال الکتریک) که هواپیما را قادر می ساخت به راحتی بیش از 2 ماخ سرعت بگیرد. پس از این تجدیدنظرها، نیروی دریایی درخواست طرح هواپیمایی دوسرنشینه را نمود. (در هواپیماهای دوسرنشینه، خلبان قدرت و تسلط بیشتری بر پرواز می یابد و نفر دوم مامور استفاده از تسلیحات جنگی روی هواپیما می شود) طرح جدید هواپیمایی شد به نام F4-H1.

پیشرفت و تکامل
در طی تکامل و پیشرفت مراحل آن تغییرات زیادی برای بهبود وضعیت اجرایی و قابلیت عملیاتی جنگنده در نظر گرفته شد. این تغییرات شامل راداری با صفحه ی بزرگتر بود که قدرت دید خلبان را افزایش می داد. نحوه ی پرتاب موشکها نیز از حالت ریلی به نوع پرتابی تغییر یافت. هواپیمای مزبور کم کم شروع به نمایاندن خود به عنوان یک جنگنده ی جالب توجه و برجسته نمود.

صفحه LCD و رادار اف4

نمونه ی اولیه ی هواپیما با نام XF-H1 اولین پرواز خود را در 27 می 1958 انجام داد. هواپیمایی که برای سرعت حداکثر 2 ماخ طراحی شده بود، اینک با نام فانتوم2، به راحتی به سرعت 6/2 ماخ دست یافت! پس از تکمیل آزمایشات اولیه، فانتوم بار دیگر در مقابل هواپیمای تک سرنشین F-8U3 کروسیر قرار گرفت. این بار کمپانی MD پیروز مناقصه شد و فانتوم به عنوان هواپیمای استاندارد نیروی دریایی ایالات متحده انتخاب گردید.
در دسامبر 1958 قرارداد ساخت 23 فروند نمونه ی اولیه به MD داده شد. طی آزمایشات تکمیلی تغییرات دیگری نیز داده شد که این تغییرات شامل جایگزینی موتورهای نیرومندتر می گردید. دو قسمت دیگر نیز در زیر بال هواپیما تعبیه گردید که این جنگنده را قادر به حمل 2 موشک اضافی اسپارو و یا چهار موشک کوتاهبرد سایدوایندر می ساخت. همچنین در آزمایشات مشخص شد که فانتوم به علت استفاده از موتورهای بسیار نیرومند J-79 و بدنه ی مستحکم، قادر به حمل 22 بمب 500 پوندی نیز می باشد!

کسب رکوردهای جهانی
به دنبال سفارش 23 فروند مدل اولیه، دستور ساخت 47 فروند هواپیمای اصلاح شده برای نیروی دریایی داده شد؛ البته با طراحی مجدد نام آن به F-4A تغییر یافت. F4-A مجهز به موتور J79-2A می توانست به رکوردهای جهانی دست پیدا کند. در ششم دسامبر 1959 نمونه ی پیشرفته تر سری A یعنی F-4B توانست رکورد سقف پرواز به اندازه 98556 فوت (حدود 30039 متر) و در زمینه سرعت نیز در 22 نوامبر 1961 به سرعت 48/1606 مایل بر ساعت = 720 متر بر ثانیه = 2600 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند.
حال پس از نیروی دریایی، نوبت نیروی هوایی بود که سفارش فانتومی با قابلیت پرواز در ارتفاع بالاتر و در هر شرایط آب و هوایی و قدرت حمل انواع جنگ افزار (بمب – موشک هدایت شونده هوا به زمین و موشک هوا به هوا) با قابلیت انعطاف زیاد و تامین ایمنی سرنشینان داد.
سرانجام در مارس 1962 فانتوم2 نخستین جنگنده ی نیروی دریایی بود که توانست در نیروی هوایی نیز به عنوان هواپیمای اصلی وارد خدمت گردد.

فانتوم های انگلیسی
هنگامی که به سال 1964 نیروی دریایی انگلیس تصمیم به جایگزینی هواپیماهای قدیمی هاوکر P1154 با فانتوم گرفت، قرار بر این گذاشت که موتورهای ساخت رولزرویس بر روی این فانتوم ها قرار گیرد.

P1154

آن زمان پیش بینی می شد که جایگزینی موتورهای مزبور، دارای ثمرات زیادی خواهد بود. موتورهای (به ظاهر) نیرومندتر انگلیسی می توانستند سرعت و شتاب این جنگنده را افزایش دهند و از این گذشته فانتوم را قادر می ساختند که 20 درصد قابلیت اوج گیریش را از عرشه ی ناوهای هواپیمابر انگلیسی افزایش دهد. ولی این فقط فرضیه بود و موتورهای انگلیسی ساخت رولزرویس هیچگاه به طور کامل با فانتوم منطبق نشدند و به هیچ وجه با موتور قدرتمند J-79 نتوانستند رقابت کنند. جنگنده های تولید شده با این موتورها، کندترین (حداکثر 2100 کیلومتر بر ساعت) و دارای کمترین سقف پرواز (حداکثر 50000 فوت) و کمترین شعاع عملیاتی رزمی (به علت مصرف بیشتر سوخت) از آب درآمدند ضمن آنکه بسیار گران تر از مدل آمریکایی نیز تمام می شدند!

تسلیحات فانتوم
از ابتدای طرح تولید فانتوم، جنگ افزارهای تعیین شده برای آن، پیوسته در حال پیشرفت بودند. از جمله حمل 4 موشک فالکون، 4 موشک هوا به هوای نیمه فعال راداری از نوع اسپارو، 4 موشک حرارت یاب سایدوایندر، دو موشک بالپوپ و یا حتا موشک ضدکشتی بسیار دقیق هارپون، 22 بمب 500 پوندی، بمب های هدایت شونده ی بسیار دقیق لیزری، موشک هوا به سطح هدایت شونده ی ماوریک و . . . خلاصه 16000 پوند از انواع مهمات جنگی در 7 محل استقرار زیر بالها و بدنه.

یک فروند فانتوم مجهز به موشکهای ماوریک و اسپارو


همچنین در جنگ ویتنام داشتن مسلسل بر روی هواپیما به اثبات رسید (زیرا در فواصل بسیار نزدیک، سامانه ی حرارت یاب موشک قادر به قفل بر روی هدف نمی شد و موشک خطا می رفت و به هواپیمای دشمن اصابت نمی کرد) به همین منظور از مسلسل بسیار قوی ولکان M-61 استفاده گردید و در سال 1967 بر روی F-4E سوار شد.

فانتوم در جنگ ویتنام
از 15 آگوست 1964 تا 30 آوریل 1975 (یعنی 4 هزار و 11 شب و روز) طی ده سال جنگ شبانه روزی در ویتنام، فانتوم نقشی بازدارنده در مقابل حملات ویت کنگ های کمونیست بازی کرد و وظیفه ی خود را به خوبی انجام داد. حمایت از عملیات نیروهای زمینی ایالات متحده و ارتش ویتنام جنوبی، ایجاد برتری هوایی و شکار میگهای ویتنام شمالی و . . . از این جمله بودند. برای نمونه می توان به ماموریتهای بسیار موفق فانتوم های نیروی دریایی ایالات متحده در جریان عملیات قطار آزادی (6 آوریل 1972 تا 7 می 1972) و عملیات لینه باکر (8 می 1972 تا 23 اکتبر 1972) اشاره کرد.

جنگ ویتنام – اف۴ نیروی هوایی ایالات متحده در حال پرتاب بمبهای ام کا ۸۲

 به غیر از عملیات رزمی معمول فانتوم ها در ویتنام، عملیات مهم دیگری توسط مدل RF-4C برای شناسایی وضعیت دشمن و جابه جایی نیروهای دشمن در شب صورت می گرفت. وظیفه ی فانتوم های مزبور، حمل و پرتاب دستگاههای حساس صوتی در مناطق جنگلی و بیشه زارهای انبوه ویتنام بود. این وسایل پس از پرتاب، توسط چترهای کوچکی به زمین فرود می آمدند. دستگاههای فوق مجهز به میکروفونهای بسیار حساس و باتری های قوی با طول عمر بالا بودند. این دستگاهها می توانستند انواع ارتعاشات، اعم از حرکت ادوات یا صدای پای انسانها را دریافت کنند و امواج دریافتی را به صورت سیگنال هایی به هواپیمای رله (هواپیمایی مانند E-2) منتقل می کردند. برخی اوقات اطلاعات (مربوط به منطقه ای که باید این ادوات حساس از هواپیما به بیرون پرتاب می شد) از قبل به کامپیوتر فانتوم منتقل می شد و این وسایل حساس خود به خود در جایی که می بایست قرار گیرند از هواپیما پرتاب می شدند. بدین ترتیب نقل و انتقالات شبانه ی ویت کنگها در اختیار مقامات نیروی هوایی قرار می گرفت و روز بعد فانتوم های ناو هواپیمابر میدوی و ناو یو اس اس کورال سی، بمباران سنگین مناطق تجمع کمونیست ها را انجام می دادند.
بنابر آمار موجود تعداد 197 فروند هواپیمای میگ 17، 19 و 21 ویتنام شمالی طی نبردهای هوایی بین سالهای 1965 تا 1975 توسط فانتوم های آمریکایی (اکثرن F-4B) سرنگون گشتند در حالی که تلفات فانتوم ها بسیار ناچیز بود و عمده ی آن نیز به وسیله ی آتشبارهای زمینی ویت کنگها اتفاق افتاده بود.

فانتوم در خاورمیانه (نبرد بی پایان)
به غیر از جنگ ویتنام، فانتوم حضور چشمگیری در نبردهای خاورمیانه داشت.

جنگ 6 روزهء 1967
طی جنگ شش روزه ی ژوئن 1967 اعراب با اسرائیل، فانتوم های اسراییلی عملیات تخریب دقیق اهداف را به مورد اجرا گذاشتند. در واقع باید گفت پیروزی در جنگ با همان ضربات روز نخست به نیروی هوایی اعراب مشخص شده بود. در 4 روز اول، اعراب 415 فروند جنگنده از دست دادند و در واقع نیروی هوایی اعراب در همان روز اول نبرد از میدان به در شد. در مقابل از اسراییل تنها 15 فروند جنگنده ساقط گدید که از این تعداد فقط 4 فروند فانتوم بودند. که البته این جنگنده ها نه در نبرد هوایی، بلکه به وسیله پدافند زمینی سرنگون گشتند. فانتوم های اسرائیلی با پرواز در ارتفاع چند ده متری همزمان به پایگاههای هوایی اردن، مصر، سوریه و عراق حمله ور شدند و با مهارت بی نظیر هر هواپیمایی را که روی زمین بود منهدم کردند. برای مثال در جریان حمله ی روز پنجم ژوئن 1967 به پایگاه هوایی کرکوک، تقریبن کل جنگنده های موجود در این پایگاه توسط فانتوم های اسرائیلی منهدم گشتند.

فانتوم اسرائیلی در ارتفاع حدود 20 متری در مصر: ژوئن 1967

نتایج اولین روز نبرد 1967 فانتوم های اسرائیلی:
حمله به 17 پایگاه نظامی و هوایی در مصر، 5 فرودگاه بزرگ نظامی در سوریه، 3 فرودگاه نظامی در اردن و یک فرودگاه در عراق که منجر به انهدام 268 جنگنده ی مصری، 25 جنگنده ی سوری، 27 جنگنده ی اردنی و 90 جنگنده ی عراقی. مجموع تلفات اسرائیل تنها 15 فروند بود. طبق نقشه ی یک ژنرال اسرائیلی، نیروی هوایی قدرتمند مصر ظرف 3 ساعت به طور کامل نابود گشت! غافلگیری کامل بود. جنگنده های نیروی هوایی مصر در ردیفهای معنی روی زمین باز فرودگاه یا در آشیانه های سه ضلعی مرتب، چیده شده بودند و فقط چند میگ21 در پرواز بودند. فانتوم های اسرائیلی با پرواز در ارتفاع چند ده متری خود را از آتش ضدهوایی مصون داشتند و با اتکا به توپهای خود، تمام هواپیماهای جنگی مصر را نابود کردند. در پایگاهی دیگر دو فرود فانتوم حدود 30 فروند بمب افکن سنگین Tu-16 را بر روی زمین از بین بردند. در عرض 80 دقیقه، میگ21 هایی که در باندهای مجاور کانال سوئز در قاهره و صحرای سینا قرار داشتند سوخته و به طور کامل از بین رفته بودند. ظرف 20 دقیقه فانتوم های عمل کننده بازگشته، سوختگیری شده و مهمات گذاری شدند و این بار 80 دقیقه ی دوم آغاز گشت و قبل از آنکه مصر از گیجی حمله نخست بیدار شده باشد، در جریان حمله ی دوم هیچ میگ و بمب افکن مصری برای هدفگیری دیگر وجود نداشت. نیروی هوایی پرزرق و برق مصر که مجهز به جنگنده های به روز روسی بود، دیگر وجود خارجی نداشت و از بین رفته بود. در مورد سوریه و اردن تنها با انجام یک عملیات، عمدهء جنگنده های نیروی هوایی دو کشور از بین رفته بود و همچنین یک پایگاه بزرگ هوایی عراق نیز با بمب های خوشه ای جنگنده های F-4D به طور کامل از صفحهء عملیات پاک شده بود.
یعنی موثرترین عامل قدرت اعراب در خط اول جبهه، تنها در چند ساعت ابتدای آغاز جنگ از بین رفت و در چند روز بعدی اسرائیل قادر شد بدون نگرانی از حملات هوایی اعراب، به اهداف زمینی آنها حمله کند. جنگی که در پایان ششمین روز، با پیروزی قاطع اسرائیل و اشغال کرانهء باختری رود اردن، بیت المقدس شرقی، صحرای سینا، مزارع شبعا و بلندی های جولان پایان یافت.
1973: فانتوم اسرئیلی برای مصون ماندن از موشکهای سام3 مصری
سیستم AB خود را روشن کرده و در ارتفاع بسیار پائین آماده ی عبور از پدافند اعراب می شود

نقشهء مناطق اشغالی 1967

1973: نبرد یام کیپور (The Yom Kippur War)
جنگ یام کیپور به نام نبرد فانتوم ها لقب گرفته است. فانتوم های اسرائیلی هجوم گسترده ی خود را بر علیه تانکها، سایت های موشکی سام، انبارهای مهمات اعراب انجام دادند و هواپیماهای بسیاری را نیز ساقط کردند. ضمن اینکه عملیات شناسایی دقیقی را همراه با عکسبرداری از مراکز مهم مصر و سوریه به انجام رساندند در حالی که مصر و سوریه، موشکهای زمین به هوای بسیاری در اطراف پایگاههای نظامی خود کار گذاشته بودند. این سایتهای موشکی در اطراف کانال سوئز و اغلب خطوط مقدم مرزی با اسرائیل مستقر شده بودند. در جریان عملیات Dugman 5 فانتوم ها اسرائیلی متحمل خسارات سنگینی شدند و شش فروند از آنها به وسیله ی موشکهای سام سوریه سرنگون گشتند. در جریان جنگ 1973، فانتوم های اسرائیلی حدود 500 عملیات در عمق خاک سوریه و مصر انجام دادند.

دستهء چهار فروندی فانتوم های اسرائیلی (ژوئن ۱۹۷۳: دمشق) پس از حمله به ستاد مشترک ارتش سوریه

فانتوم ارتقا یافتهء اسرائیلی (به محل غلاف سوختگیری هوایی دقت کنید)

فانتوم اسرائیلی در پایگاه هوایی ناتانیا

مهمترین این عملیاتها، منهدم کردن ستاد مرکزی ارتش سوریه بود. در اکتبر 1973 دو اسکادران 4 فروندی از فانتوم ها این مرکز مهم را در قلب دمشق به طور کامل نابود کردند. حمله موفقیت آمیز بود ولی دو فروند از فانتوم ها ساقط گشتند و یک نفر از خلبانان نیز کشته شد. همچنین یک فانتوم دیگر نیز هدف آتشبار ضدهوایی قرار گرفته ولی با مشکلات فراوان توانست خود را به پایگاهش برساند.

ژوئن 1973: پرواز اعجاب انگیز فانتوم اسرائیلی در صحرای سینا

به جهت جبران خسارات وارده به فانتوم های اسرائیلی، چند فروند فانتوم دیگر از طرف ایالات متحده به صورت قطعات منفصله توسط هواپیماهای باری به سرعت به اسرائیل حمل شد. این فانتوم ها به سرعت وارد سازمان نیروی هوایی شدند و قبل از پایان جنگ 1973 وارد عملیات گشتند. در جریان جنگ 1973، فانتوم های بسیاری ساقط شدند و خدمه ی بسیار از آنان در مصر یا سوریه به اسارات درآمدند.
بنا بر ادعای منابع بی طرف، 46 فروند فانتوم طی نبرد 1973 به وسیله ی مصر و سوریه ساقط گشتند که این آمار بسیار بیش از نبرد سال 1967 بود.

جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران
در ابتدای جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، فانتوم های کشورمان (در کنار هلیکوپترهای کبرای هوانیروز) با انجام ماموریتهای فراوان در جهت کند کردن پیشروی نیروهای عراقی، نابودی تجهیزات زرهی، حمله به پایگاههای هوایی الرشید بغداد، ناصریه، ام القصر و . . . اقدامات بسیار قابل توجهی انجام دادند. بزرگترین عملیات تاریخ خاورمیانه شاید در روز اول مهر 1359 به وسیله 140 جنگنده ی فانتوم و اف5 بر ضد پایگاههای هوایی و نظامی صدام انجام شد. به طوری که تنها در اثر حمله ی 8 فروند جنگنده ی F-4E به پایگاه هوایی الرشید بغداد، این پایگاه تا ماهها نتوانست عملیاتی شود!

پرواز در ارتفاع پائین در خاک عراق جهت مصون ماندن از دید رادارهای عراقی

31 شهریور 1359: F-4E پایگاه هوایی مهرآباد لحظاتی پس از اصابت راکت سوخوی7 عراقی

 این نکته قابل توجه است که در روزهای ابتدایی حمله صدام به ایران، نیروی رزمی پیاده و زرهی آماده در مقابل عراق موجود نبود و ترابری این نیروها از مراکزی چون لشگر زرهی قزوین تا مناطق غرب و جنوب کشور، روزها به طول می انجامید که در این صورت نیروهای عراقی به راحتی و بدون مانع قادر می شدند شهرهای اهواز، کرمانشاه، ایلام، ماهشهر و . . . را به راحتی به اشغال خود درآورند. در این میان پایگاههای هوایی نوِژه ی همدان و بوشهر (به همراه اف5 های پایگاههای تبریز و امیدیه) با فانتوم های خود، پیشروی ماشین جنگی صدام را کند کرده و با انجام گاهن روزانه 600 سورتی پرواز، شلیک موشکهای ماوریک به ادوات زرهی و تدارکاتی عراق، عملن مانع پیشروی سریع 12 لشگر مجهز عراق شدند. ضمن اینکه با وجود خلبانان بسیار ماهری که در ایالات متحده آموزش دیده بودند، برتری هوایی در اوایل جنگ مطلقن در اختیار ایران بود و نیروی هوایی عراق جز در موارد بسیار معدودی، جرات استفاده از جنگنده هایش را پیدا نمی کرد. نیروی دریایی عراق با کمک ناوچه ی قهرمان پیکان و فانتوم های پایگاه بوشهر در 7 آذر 1359 ، نیروی دریایی عراق را تقریبن برای همیشه از صفحه ی روزگار محو کردند. سرلشگر شهید عباس دوران در این روز با انجام 9 ساعت پرواز مداوم بر علیه ناوچه های عراقی از قهرمانان این نبرد به شمار می آید.

فانتوم پایگاه هوایی بوشهر؛ مجهز شده با موشک ضدکشتی هارپون

کشورمان بارها از قابلیت بالای این هواپیما در حمل تعداد زیادی بمب بهره گرفت: از جمله می توان به حملات هوایی فانتوم ها با 22 بمب به پالایشگاهها و مراکز مهم عراق، حمله و نابودی 48 فروند هواپیما بر روی زمین در پایگاههای سه گانه ی موسوم به H3 در فروردین ماه 1360 توسط 8 فروند F-4D (یکی از بزرگترین ماموریتهایی که به نام فانتوم در جهان ثبت شده است)، حملاتی با بمب های 5/1 تنی به پادگانی زرهی در شمال بغداد، نابودی ناوچه های عراقی در ۷ آذر ۱۳۵۹ به وسیله موشکهای هارپون و . . . اشاره کرد.

تاکنون 16 نوع فانتوم ساخته شده است:
1- نوع اولیه: F-4A به تعداد 47 فروند با احتساب مدل F4H-1F
2- F-4B جنگنده ی اصلی نیروی دریایی ایالات متحده در دهه ی 1960 و 1970 به تعداد 649 فروند.
3- RF-4B : نوع شناسایی گر مدل B ؛ دارای دستگاههای حساس و جاسوسی به تعداد 46 فروند.
4- F-4C : مدل ساخته شده برای نیروی هوایی ایالات متحده به تعداد 583 فروند.
5- RF-4C : نوع شناسایی مدل C ؛ دارای دستگاههای حساس جهت اکتشاف وضعیت نیروهای زمینی دشمن به تعداد 505 فروند.
6- F-4D : نمونه ی اصلاح شده و پیشرفته تر مدل C به تعداد 825 فروند.
7- F-4E : جنگنده ای برای حفظ برتری هوایی و حفظ پشتیبانی نزدیک به تعداد 1370 فروند.
8- F-4EJ : مدل ساخته شده برای نیروی هوایی ژاپن مجهز به موشکهای AAM-2 (ساخت Mitsubishi) به تعداد 14 فروند.
9- RF-4E : نوع بسیار پیشرفته تر مدل RF-4C به تعداد 149 فروند.
10- F-4F : جنگنده ی سفارشی برای نیروی هوایی آلمان غربی به تعداد 175 فروند.
11- F-4G : نوع بسیار پیشرفته تری از F-4B برای نیروی دریایی ایالات متحده؛ مجهز به دستگاههای اخلال گر رادار دشمن و موشکهای HARM (موشکی که امواج رادار دشمن را دریافت کرده و با استفاده از آن، رادار دشمن را نابود می سازد) به تعداد 116 فروند.
12- RF-4CCV : نوع جاسوسی فانتوم جهت سازمان ناسا به تعداد نامعلوم.
13- F-4J : نوع بازهم پیشرفته تر مدل B جهت نیروی دریایی به تعداد 522 فروند.
14- F-4K : نوعی از مدل B مجهز به موتورهای رولزرویس ساخت انگلیس جهت نیروی دریایی انگلستان به تعداد 52 فروند.
15- F-4M : مدلی دیگر و بهتر شده ی مدل K برای انگلستان به تعداد 118 فروند.
16- F-4S : طرح تغییر داده شده ی مدل J برای نیروی دریایی. مجهز به سیستم Fly by Wire به تعداد 248 فروند.

مشخصات کلی فانتوم ها
خدمه: دو نفر
موتورها: دو موتور ساخت جنرال الکتریک با قدرت استفاده از پس سوزJ79-GE-17  با کشش 17900 پاوند
برد و نوع رادار: 70 تا 80 کیلومتر و مدل APQ-120
فاصله ی دو سر بال = 11 متر و 76 سانتی متر
طول = 20 متر
ارتفاع = 5 متر
وزن خالص = 13768 کیلوگرم
ماگزیمم وزن در حالت پرواز رزمی = 28000 کیلوگرم
بیشترین سرعت = 2450 تا 2500 کیلومتر بر ساعت
ماگزیمم سقف پرواز خدمتی = 58000 فوت = 17670 متر
درجه ی اوج گیری: 100 فوت در دقیقه
بیشترین مسافتی که می تواند طی کند: 3183 کیلومتر با 3 مخزن سوخت خارجی. (طی پرواز آزمایشی سال 1978)

کاربران فانتوم
اسپانیا، یونان, ترکیه، انگلستان، آلمان، نیروی دریایی و هوایی ایالات متحده (فقط مدل جی در نیروی هوایی)، کره جنوبی، ژاپن، استرالیا، اسرائیل، ایران و مصر.

نکات تکمیلی
بیشتر مدلهای فانتوم در کشورمان E و تعداد کمی (حدود 20 فروند) نیز از مدل D هستند.
15 فروند RF-4E تا زمان وقوع انقلاب 1357 به ایران تحویل شده بود. بسیاری از آنان در جریان جنگ از بین رفتند و به اعتقاد کارشناسان نظامی مجله Aviation Week تنها یک یا دو فروند از آنها قادر به پرواز می باشند.

شاه فقید ایران پس از تست پروازی هواپیمای RF-4E در کارخانه مک دانل داگلاس


بیش از 30 فروند فانتوم خریداری شده کشورمان، پس از انقلاب هیچگاه تحویل نشدند.
آمار دقیقی از میزان فانتوم های ساقط شده در جنگ از سوی مسئولان مربوطه ارائه نشده است اما کارشناسان مجله Aviation Week به تعداد حدود 70 فروند اشاره دارند.
بنا به گفته ی یکی از خلبانان پایگاه نوژه ی همدان، در سال 1367 و در زمان اجرای آتش بس، تنها 12 فروند فانتوم (در کل کشور) قادر به پرواز بودند و این در حالی بود که رژیم صدام در آن روزها با بهره گیری از پشتیبانی دولتهای بی دریغ روسیه، فرانسه و چین، 714 فروند جنگنده ی آماده ی پرواز داشت. (از قبیل: ميگهای 21، 23، 25، 27 و 29 ؛ سوخوی20، 22، 24 و 25 ؛ توپالف16 و 22 ؛ آواکس ایلیوشین76 و F-7 ساخت چین)
رادار قدیمی هواپیماهای فانتوم در بسیار از کشورها جایگزین شده است. در آلمان رادار اف18 و در اسرائیل نیز رادار ساخت صنایع الکترونیک البیت به جای رادار قدیمی و پرهزینه ی APQ-120 نشسته است. ترکیه نیز حدود 50 فروند هواپیمای فانتوم خود را توسط صنایع هوافضای اسرائیل به روز کرده و بسیاری از ادوات آنالوگ کابین F-4E هایش توسط اسرائیل با نمونه های دیجیتال اسرائیلی، تعویض نموده است.

تصویری استثنایی از کابین F-4E ارتقا یافته با پردازشگر پنتیوم و
سنسورهای ساخت صاایران – سیستم آلتیمتر اصلاح شده و . . .

رادار اسرائیلی فانتوم (بنا به ادعای سایت مربوطه) دو برابر رادار اصلی، برد دارد.
بسیاری از کشورهای کاربر فانتوم (F4) و تایگر (F5)، هواپیماهای F-15 و F-16 را جانشين کرده اند. نیروی هوایی ترکیه در قالب قراردادی، دهها فروند از F-16C/D را در داخل ترکیه مونتاژ می کند. اردن نیز به جای F-5A/B خریداری شده از ایران (قبل از انقلاب)، هواپیماهای F-16C/D را خریداری کرده است.
اسرائیل نیز پس از درگیری های سالهای 1980 تا 1983 با لبنان، سوریه و حمله به تاسیسات ساخت بمب اتمی عراق (عملیات Opera با استفاده از جنگنده های اف15 و اف16) نقش برتری هوایی فانتوم را به اف15 (که در اسرئیل به آنها باز2000 گفته می شود) سپرده است. اف15 های اسرائیلی تاکنون دهها فروند از میگهای 21 ، 23 و 25 سوری را به راحتی و بدون حتا یک مورد تلفات، سرنگون کرده اند.
کشور ما نیز در زمان شاه فقید ایران، سفارش 300 فروند F-16A/B را به ایالات متحده داده بود. قرار بود 140 فروند F-16A به صورت آماده و 160 فروند F-16B در صنایع هسای اصفهان (هواپیماسازی ایران) مونتاژ شوند. تا سال 1357 تنها 2 فروند F-16A به ایران جهت پروازهای آزمایشی تحویل شدند و مابقی آنها پس از لغو قرارداد توسط دولت موقت، به نیروی هوایی اسرائیل فروخته شدند. (وجود دو فروند اف-۱۶ در ایران، مورد تردید برخی کارشناسان قرار دارد)

منابع:
www.fas.org/man/dod-101/sys/ac/f-4.htm
www.israeli-weapons.com

نوشته شده در هواپيما | بیان دیدگاه »

بررسی توان نظامی روسیه

نوشته‌شده به دست omid در ژوئیه 14, 2007

آیا روسها مجددا قدرت از دست رفته خود را بدست خواهند آورد؟مقدمه
در سال 1939 با حمله آلمان به لهستان و اشغال آن رسما اروپا وارد جنگی شد که تمام دنیا را به آتش کشید. آلمانها با هزاران تانک و توپ و هواپیما قدرت اول قدرت اول جهان بودند ( به طور مثال آلمان 2500 هواپیمای جنگی داشت حال آنکه انگلیس تنها 600 هواپیمای داشت!) و به سرعت توانستند 12 پایتخت اروپایی را فتح کنند. ولی در دسامبر 1941 برای اولین بار با مشکلی بسیار جدی روبرو شدند : مسکو. در این زمان بود که آلمانها دریافتند که هرگز نباید به شوروی حمله میکردند! ارتش شکست ناپذیرآلمان پشت دروازه های مسکو متوقف گشت و حتی نتوانست شهر استالینگراد را بصورت کامل تصرف کند! آری ، واقعیت این است که اگر شوروی وارد جنگ نمیشد ، پیروز بلامنازع جنگ جهانی دوم آلمانها بودند. روسها نه تنها برای خود بلکه برای غرب جنگیدند چرا که نبردهای بسیار وحشتناک شرق نیمی از توان آلمان را از بین برد و این کشور را در سراشیبی شکست انداخت. بی شک نبردهای بزرگ شرق ، بزرگترین نبردهای تاریخ بشریت هستند که آمار و ارقام آنها غیر قابل باور است! تنها برای اینکه از گستردگی این نبردها آگاه شوید به اینها توجه کنید : در نبردهای مسکو در دسامبر 1941 ، 4 میلییون سرباز و 10 هزار تانک – در نبردهای استالینگراد 3 میلیون سرباز و چندین ده هزار توپ و تانک – و در نبرد کورسک (بزرگترین نبرد تانک در تاریخ) 3.5 میلیون سرباز و 20 هزار تانک شرکت داشتند!!!!!!! متوقف گشتن آلمان در شرق آنچنان مهم بود که چرچیل در خاطرات روزانه خود مینویسد : ” اکنون مطمئنیم که جنگ را برده ایم ، حتی اگر سالها طول بکشد و روزهای سختی را بگذرانیم.” نبردهای شرق آنچنان توان نظامی آلمان را تضعیف کرد که متفقین از پیاده شدن در نرماندی (ژوئن 1944) تا فتح برلین (می 1945) تنها 11 ماه تلاش کردند! روسها در پایان جنگ دارای بزرگترین ارتش کل تاریخ بوند (15 میلیون سرباز و صدها هزار توپ و تانک و هواپیما) و بعد از آنها آمریکا با 12 میلیون سرباز و صدها هزار تانک و هواپیما ، این در حالی بود که ارتشهای انگلیسی و فرانسوی از کمتر یک چهارم توان آنها برخوردار بودند و دیگر توان درگیریهای نظامی را نداشتند! ولی روسها اینطور نبودند و تازه آماده شده بودند تا تمام دنیا را یکجا ببلعند! این کشور (شوروی) طی 45 سال بعد از جنگ به کابوسی بسیار ترسناک برای غرب تبدیل شدند و هر آن که اراده میکردند میتوانستند کل زمین را تصاحب کنند! در طول این سالها ارتشهای آمریکا ، انگلیس ، فرانسه ، آلمان و ایتالیا همواره بیم از هجوم سراسری روسها داشتند که باعث شروع جنگ جهانی سوم و نابودی بشریت میشد!
حال بهتر است به توان نظامی شوروی و آمریکا نگاهی بیاندازیم :

چنانچه مشاهده میشود توان نظامی شوروی بسیار برتر از آمریکا بوده و این کشور هر لحظه که اراده میکرد میتوانست به سرعت تمام اروپا ، خاورمیانه ، خاور دور و … را فتح کند! شوروی تنها به دلیل بی توجهی به انسان از هم پاشید و بس. وگرنه هیچ کشوری توان شکست دادن شوروی را نداشت! حال به بررسی توان نظامی شوروی و روسیه کنونی بپردازیم :
روسها هم اکنون دارای تقریبا یک میلیون سرباز و 20 میلیون نیروی ذخیره هستند که 2.5 میلیون نفرشان آموزش دیده و آماده احضار هستند. در واقع روسیه هم اکنون تنها به دلیل مشکلات اقتصادی از نگهداری یک ارتش 3.5 میلیون نفری خودداری میکند وگرنه روسیه 15 سال قبل با 5 میلیون سرباز ارتش اول جهان بود.

الف- سیستمهای اخطار دهنده و جاسوسی :
روسیه درای بهترین سیستمهای پیش اخطار و جاسوسی میباشد که به آن این امکان را میدهد که از هزاران کیلومتری هرگونه تحرکی را زیر نظر داشته باشد و در صورت احساس خطر سیستمهای دفاعی را علیه آن فعال سازد. مشابه این سیستم را تنها آمریکا در اختیار دارد. میتوان گفت که غافلگیری روسیه غیرممکن است!

ب- نیروی استراتژیک :
150 هزار سرباز ، درجه دار و افسر روسی تنها مسؤول واحدهای استراتژیک روسیه هستند که متشکل از بخشهای زمینی ، هوایی و دریایی هست.
1- نیروهای استراتژیک زمینی :
جدول زیر تعداد موشکهای قاره پیمای اتمی آماده شلیک روسیه را نشان میدهد که هیچ پدافندی در برابرشان کارایی ندارد :

به طور مثال موشک SS-18 دارای برد 16 هزار کیلومتر و قدرت تخریب (دایره ای فرضی به قطر) 48 کیلومتر میباشد! علاوه بر موشکهای فوق روسها دارای هزاران موشک بالستیک کوتاه برد ، میانبرد ، دوربرد و هزاران موشک کروز و تاکتیکی دیگر هستند.
2- نیروهای استراتژیک هوایی و دریایی : روسها دارای 12 زیردریایی دارای موشک قاره پیما ، 7 زیردریایی دارای موشک کروز و 15 زیردریایی اتمی هجومی در اختیار دارند. به اضافه دارای 5 زیردریایی اتمی دیگر میباشند. روسها صدها موشک بالستیک دریایی (SLBM) و هزاران موشک کروز دریایی و هوایی در اختیار دارند. به اضافه تقریبا 3000 کلاهک هسته ای که میتوانند کره زمین را دهها بار از بین ببرند!

ج- نیروی پدافند ضدهوایی و ضدموشکی :
جدول زیر تعداد لانچرهای موشکهای زمین به هوای روسیه را نشان میدهد. که عبور از چنین پدافندی غیرممکن است! علاوه بر موشکهای فوق روسها دارای هزاران موشک دوش پرتاب و توپ ضدهوایی سبک ، نیمه سنگین و سنگین هستند که میتوانند آسمان را برای هواپیماهای مهاجم کاملا نا امن سازند.

د- نیروی زمینی :
نیروی زمینی روسیه دارای 350 هزار پرسنل میباشد که میتواند این تعداد را به سرعت تا 10 برابر افزایش دهد!
1- نیروهای زرهی:
هنوز هم روسیه غول زرهی جهان میباشد که آمار تانکها و زرهپوشهای روسیه به صورت زیر است :
تانکها

زرهپوشها

2- واحدهای توپخانه :
روسها از گذشته به توپ علاقه زیادی داشتند به طوری که بعد از پیاده نظام ، توپخانه بیشترین ارزش را در روسیه دارد! و یکی از دلایل شکستهای ایران زمان قاجار از روسیه همین استفاده آنها از توپ بود. روسیه هم اکنون دارای 4705 توپ خودکششی و 10065 قبضه توپ غیر خودکششی به اضافه 2606 توپ موشکی (MRL) میباشد. علاوه بر اینها روسیه بیش از 10 هزار توپ ذخیره دارد.

ه- نیروی دریایی :
نیروی دریایی روسیه دومین نیروی دریایی جهان میباشد که 170 هزار نفر نیرو دارد. این نیرو از 93 زیردریایی مختلف ، یک ناو هواپیمابر ، 5 رزمناو ، 17 ناوشکن ، 15 ناو محافظ ، 55 کشتی گشت ساحلی ، 95 کشتی گشت نزدیک ساحلی ، 10 کشتی آبی- خاکی و … میباشد.

و- هوانیروز :
هوانیروز روسیه هم بعد از آمریکا دومین هوانیروز جهان میباشد. این نیرو دارای حداقل 850 فروند هلیکوپتر هجومی از انواع میل-24و28 و کاموف-50 به اضافه بیش از هزار فروند هلیکوپتر ترابری میباشد.

ز- نیروی هوایی :
این نیرو دارای 185 هزار نفر نیرو و در حدود 5000 هواپیمای جنگی میباشد. که تقریبا در سطح نیروی هوایی آمریکاست. جدول زیر نوع و تعداد هواپیماهای عملياتي روسیه را در زمان حال و گذشته نشان میدهد :

حال بعد از این معرفی باید به یک سوال مهم پاسخ گفت که : آیا روسها مجددا قدرت از دست رفته خود را بدست خواهند آورد؟ در پاسخ باید گفت آری! برای اثبات آن باید اشاره ای به گذشته کرد : در سال 1917 روسها آنقدر ضعیف شده بودند که قسمتهای زیادی از روسیه بدست بیگانگان اشغال شد ولی چند سال بعد با اقتدار کامل آنها را بیروند کردند و مجددا قدرت از دست رفته را باز یافتند آن هم قویتر از قبل! یا در سال 1938 استالین آنقدر فرماندهان ارتش را کشت که شوروی عملا به غولی نابینا تبدیل شد و در 1940 حتی نتوانست حریف فنلاند 4 میلیون نفری شود! و در 1941 و 1942 نیمی از توان خود را به دلیل حملات غافلگیرانه آلمانها از دست داد! ولی در 1943 با دو نبرد عظیم استالینگراد و کورسک ، آنچنان ضربه مهلکی به دشمن وارد آوردند که آلمان کاملا در سراشیبی شکست افتاد! و در 1945 یعنی تنها در عرض چند سال مبدل به بزرگترین ماشین جنگی کل تاریخ شدند! یا هنوز هم که هست ، خاطره شکست بسیار سنگین روسها از ناپلئون (در زمان الکساندر در استرلیتز) از یاد نرفته است؟! ولی همان روسها در عرض تنها چهار سال بعد بزرگترین ارتش تاریخ (گراند آرمی ناپلئون) را به کلی در هم کوبیده و از بین بردند! و یا ماجرای شارل کبیر پادشاه ماجراجوی سوئدی که روسها را 12 بار شکست داد ولی پطر کبیر تنها با یک پیروزی برای همیشه او را از بین برد! و …
با توجه به مثالهای بالا مشاهده میشود که روسها در طول تاریخ دهها بار تضعیف شده اند ولی هر بار قویتر از قبل وارد میدان شده اند! هم اکنون آمریکا و اروپا به سرعت در حال پیشروی به سوی روسیه هستند و به اعتراض آنها اهمیتی نمیدهند! ولی ، آیا کفه ترازو به نفع روسها بر نخواهد گشت؟ یک روسیه قوی میتواند به سرعت سرزمینهای از دست رفته را بدست آورد و مجددا تبدیل به کابوس 15 سال قبل شود! آیا وضع همیشه به همین منوال خواهد بود؟ گفته الکساندر هیگ دبیر کل اسبق ناتو را نباید از یاد برد : ” ناتو را نگاه دارید ، روسیه آتش زیر خاکستر است.”

نوشته شده در متفرقه | دیدگاه‌ها خاموش

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.